قرار بازداشت موقت در حقوق کیفری ایران
علائم اختصاری ق.ا.ج.ا.ا. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ق.آ.د.ک. قانون آیین دادرسی کیفری ق.آ.د.د.ع.ا.ا. قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری ق.آ.د.م. قانون آیین دادرسی مدنی ق.ت. قانون تجارت ق.آ.د.ک.ف. قانون آیین دارسی کیفری فرانسه ق.م.ا. قانون مجازات اسلامی ق.م.ع. قانون مجازات عمومی ق.ت.د.ع.ا. قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب ق.ا.ق.ت.د.ع.ا. قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب ق.ا.آ.م.ح.ش. قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی چکیده قرارهای تأمین کیفری از جمله قرارهای اعدادی هستند که در مرحله تحقیقات مقدماتی از سوی مقام قضایی صادر میشود که از میان قرارهای مزبور، قرار بازداشت موقت از اهمیت خاصی برخوردار است. بازداشت متهم که از آن در حقوق کیفری ایران به توقیف احتیاطی نیز تعبیر شده است عبارتست از سلب آزادی از متهم و زندانی کردن او در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات مقدماتی که ممکن است تا صدور حکم قطعی و یا اجرای آن ادامه یابد و هدف از آن حصول اطمینان از دسترسی به متهم، حضور به موقع وی در مرجع قضایی، جلوگیری از فرار یا اخفای وی و یا امحاء آثار جرم و تبانی با شرکاء و معاونین احتمالی جرم میباشد. علیهذا با توجه به اهمیت فزاینده حقوق بشر در سطح ملی و بینالمللی و از طرفی به علت تعارض ذاتی بازداشت فرد با اصل برائت که رعایت حقوق و آزادیهای متهم از آثار بارز این اصل است، حقوقدانان کیفری و بدنبال آن سازمانهای بینالمللی و منطقهای و دولتها را بر آن داشته است که با وضع قواعد و مقررات، در جهت تحدید بازداشت متهم گام برداشته و مقامهای قضایی را وا دارند که از آن تنها در موارد ضرورت و بعنوان آخرین چاره و برای کمترین مدت زمان ممکن استفاده کنند و حتیالمقدور از راههای جایگزین مانند اقدامهای غیربازداشتی اعم از سایر قرارهای تأمینی و یا اقدامات نظارتی بهره گیرند، علی ایحال در صورت صدور قرار بازداشت رعایت کلیه حقوق متهم الزامی است. در این مقال تلاش گردیده با توجه به آنکه مفاد زیادی از اعلامیههای جهانی و منطقهای حقوق بشر، دارای موازینی در ارتباط با اصول آیین دادرسی کیفری منجمله حفظ حقوق متهم و تحدید بازداشت موقت هستند، حتیالمقدور نواقص و کاستیهای موجود قوانین آیین دادرسی کیفری بررسی و امید است به منظور بهینه سازی قواعد آیین دادرسی کیفری با اصول فوق،مقایسه و مطابقت داده شود. مقدمه مقام والای انسان و رعایت آزادی و حقوق بشر از دیرباز مورد توجه بوده و بشر همواره جهت استیفای حقوق انسانی خود تلاش نموده است. لازمه وصول به اهداف عالیه انسانی در گروی تضمین امنیت جامعه بشری است که خود دارای ارکان مختلفی بوده که بدون شک، امنیت قضایی از ارکان مهم آن میباشد. ایجاد امنیت قضایی در یک جامعه پیشرفته، محتاج قوانینی است که محتوای آن با معیارهای سنجیده شده، شایستگی و توان پاسداری از نظم جامعه را داشته باشد، از طرفی اهمیت آیین دادرسی کیفری بر صاحبنظران و بویژه بر حقوقدانان کیفری پوشیده نیست تا آنجا که گفتهاند چنانچه به کشوری ناشناخته گام نهید و مشتاق آگاهی از حقوق و آزادیهای فردی و ارزش و اعتباری که جامعه برای آن قائل است باشید، کافی است به قانون آیین دادرسی کیفری آن کشور مراجعه نمایید.[1] آیین دادرسی کیفری عبارتست از «مجموعه قواعد و مقرراتی که برای کشف جرم، تعقیب متهمان و تحقیق از آنها، تعیین مراجع صلاحیتدار، طرق شکایت از احکام و نیز بیان تکالیف مسئولان قضایی و انتظامی در طول رسیدگی به دعوای کیفری و اجرای احکام از یکسو و حقوق متهمان از سوی دیگر وضع و تدوین شده است».[2] قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 1378 با مختصر تغییری، همین تعریف را در ماده 1 ارائه میکند. در مجموع باید گفت هر دو روش (حمایت از متهم و حمایت از جامعه) به تنهایی عاری از عیب و نقص نیست، کمال مطلوب اینست که قوانین آیین دادرسی کیفری به نحوی وضع گردد تا منافع هر دو تأمین شود.[3] متهمی که وارد فرآیند کیفری میشود تا زمانیکه مسئولیت کیفری و مجرمیت او طی یک دادرسی عادلانه و منصفانه اثبات نشود، بیگناه فرض میگردد، به عبارتی اصل بر برائت متهم است، مگر خلاف آن ثابت شود. این اصل در قوانین داخلی کشورها من جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران[4] و نیز در اسناد بینالمللی و منطقهای مهم [5] با صراحت بیان شده است. علیایحال هر چند اصل بر برائت و آزادی متهم که از آثار اصل برائت است، میباشد لیکن به جهت رعایت منافع و مصالح فرد و جامعه و در موارد ضرورت تحقیق و یا اقدام تأمینی ناگزیر از پیشبینی قرار بازداشت موقت در قوانین آیین دادرسی کیفری هستیم. قرار بازداشت موقت که یکی از قرارهای تأمین کیفری است مختصرا عبارتست از«سلب آزادی متهم و زندانی کردن او در تحقیقات مقدماتی توسط مقام صالح قضایی».[6] 1- بیان موضوع و علت انتخاب آن همچنانکه معروض گردید قرار بازداشت موقت، ذاتاً با اصل برائت و آثار ناشی از آن در تعارض است و علیرغم دیدگاههای نوین بینالمللی در جهت اعتلای حقوق بشر، آیین دادرسی کیفری جدید، هر چند درصدد توجه به حقوق متهم است، معالوصف با این پیش فرض که نه تنها نتوانسته است در جهت تحدید موارد بازداشت گام بردارد، بعلاوه نوعی تعارض بین مواد مربوطه بوجود آورده است، لذا با توجه به اهمیت خاص این قرار تأمینی به جهت تضاد ذاتی آن با آزادیها و حقوق اساسی بشر و نیز حمایت از حقوق متهم در بسیاری از اسناد بینالمللی و اعلامیههای جهانی حقوق بشر نیز مورد توجه قرار گرفته است که مآلاً به شرح برخی از مهمترین آنها میپردازیم: مهمترین اعلامیههای جهانی و منطقهای حقوق بشر 1- اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 (19 آذر 1327)، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب و در تعقیب این اقدام تاریخی مجمع عمومی از کلیه کشورهای عضو دعوت نمود که متن اعلامیه را منتشر کرده و موجبات پخش و انتشار و تفسیر آن را مخصوصاً در مدارس و موسسات تربیتی فراهم سازند، بدون اینکه از لحاظ وضع سیاسی کشورها و سرزمینها تبعیضی به عمل آید. اهمیت انتشار اعلامیه مزبور از آن جهت است که برای نخستین بار از سوی جامعه بینالمللی در تاریخ جهان، حقوق و آزادیهای اساسی بشر، به عنوان آرمان مشترک همه افراد جهان تلقی گردید.[7] « این اعلامیه دارای یک مقدمه و 30 ماده است و علیرغم گذشت بیش از 50 سال از زمان تصویب آن، همچنان مهمترین سند دفاع از حقوق و آزادیهای فردی در زمینه حقوق بینالمللی میباشد. حقوقی که هر انسان به خاطر انسان بودنش در همه زمانها و مکانها، صرفنظر از وابستگیهای فکری، نژادی و ملی باید از آن برخوردار باشد، ولی متأسفانه هر روز شاهد نقض این حقوق اساسی و بدیهی در گوشه و کنار جهان میباشیم، در حالیکه سازمان ملل متحد بر طبق توصیههای کنفرانس 1994وین، دههی 1995-2004 را به عنوان دههی ملل متحد برای آموزش حقوق بشر اعلام نموده است. ماده نهم این اعلامیه مقرر میدارد: «احدی نباید بدون مجوز توقیف، حبس یا تبعید شود»[8]. در مواد دیگر نیز به طور تلویحی به این امر اشاره دارد. 2- میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی با توجه به ناکافی بودن اعلامیه جهانی حقوق بشر برای تکمیل تعهدات حقوقی، کمیسیون حقوق بشر اقدام به تهیه میثاق فوق نمود که در 16 دسامبر 1966 همراه با میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و در تاریخ 23 مارس 1976 با تودیع سی و پنجمین سند، قدرت اجرائی پیدا کرد. این میثاق مشتمل بر 1 مقدمه و 53 ماده است که جزئیات بیشتری نسبت به اعلامیه جهانی حقوق بشر، انواع حقوق و آزادیها را تشریح و تعریف نموده است. بنابراین برای نخستین بار، حقوق مندرج در یک قطعنامه بینالمللی دارای ضمانت اجرای بینالمللی گردید و دولتهای طرف این میثاق متعهد به اتخاذ تدابیر لازم و ارائه گزارش آن به کمیته حقوق بشر گردیدهاند (ماده 40). از ماده 28 تا ماده 45 به چگونگی تأسیس، وظایف و اختیارات کمیتهای پرداخته است که در واقع بر اجرای مقررات میثاق از سوی دولتها نظارت دارد و از آنها گزارش میخواهد. کمیته مزبور مرکب از 18 کارشناس از اتباع دولتهای عضو است. تا اکتبر سال 1997 تعداد 140 کشور به عضویت میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی درآمده و آن را تصویب کردهاند.[9] دولت ایران در تاریخ 15/1/47 آن را امضاء و در اردیبهشت 1354 به تصویب پارلمان رسانیده است»[10] مهمترین مفاد آن از قبیل برائت ، انتخاب وکیل، فرصت رسیدگی متعارف، بازداشت موقت و ... در بخش سوم میثاق از مواد 6 تا 27 خاصّه مواد 9 و14 آن ذکر گردیده است. 3- کنوانسیون اروپائی حقوق بشر کنوانسیون اروپائی حقوق بشر مشتمل بر یک مقدمه و 66 ماده ، در تاریخ چهارم نوامبر 1950 تصویب شد و در تاریخ سوم سپتامبر 1953 به مرحله اجرا درآمد. مقررات مواد کنوانسیون تحت عنوان پنج بخش ذکر شده، که عبارت است از ؛ بخش اول: حقوق ماهوی شناخته شده در کنوانسیون، بخش دوم: تشکیل کمیسیون و دادگاه اروپائی حقوق بشر، بخش سوم: احکام مربوط به کمیسیون اروپائی حقوق بشر، بخش چهارم: مقررات مربوط به دادگاه اروپائی حقوق بشر و بخش پنجم: مقررات مربوط به امضاء و الحاق به کنوانسیون، اعلام حق شرط و نحوه خروج از آن. [11] ماده 5 کنوانسیون، دربردارنده اهمیت زیادی در خصوص عدالت کیفری و مقرراتی در خصوص ضمانت اجرای کیفری سالب و محدود کننده آزادی است. حالیه نگارنده بعنوان کمترین سعی نموده، ضمن بررسی پیرامون ابعاد مختلف این قرار و بیان راهکارها استفاده از جایگزینهای بازداشت موقت، با توجه به اهمیت امروزین حقوق بشر، در جهت شناسایی و رفع کاستیها نواقص و تعارضات مقررات مربوط به بازداشت موقت در قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب موسوم به قانون احیاء دادسرا و نیز قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی، گامی هرچند ناچیز بردارد. 2- سؤالات الف- آیا موارد بازداشت موقت در آیین دادرسی کیفری ایران افزایش یافتهاند؟ ب- آیا مقامات صادر کننده قرار بازداشت موقت فزونی یافتهاند؟ ج- آیا اساسا سیاست تقنینی ایران در تصویب قانون جدید آیین دادرسی کیفری و قانون احیاء دادسرا و نیز قانون اخیرالذکر، با مفاد اسناد بینالمللی، در خصوص مورد، همسو بوده است؟ 3- فرضیهها الف- قانونگذار کشور ما در خصوص قرار بازداشت موقت، در تدوین مقررات آیین دادرسی کیفری، روندی افراطی در پیش گرفته و در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1378 موارد بازداشت موقت، خصوصا بازداشت موقت اجباری را افزایش داده است و نیز در مواردی، ابهام عبارات و کلی گویی موجب افزایش وسیع قلمرو بازداشت موقت گردیده است. ب- مقامات صادر کننده قرار نیز برابر قوانین اخیر التصویب افزایش یافتهاند و علاوه بر دادستان، دادیار، بازپرس و قضات تحقیق ، رئیس حوزه قضایی نیز طبق مفاد ماده 33 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، براساس یک صلاحیت استثنایی، صالح به صدور قرار بازداشت موقت است. ج- بنظر میرسد علیرغم سیاست جهانی و مفاد اسناد بینالمللی مرتبط با اصول آیین دادرسی کیفری که در جهت رعایت هر چه بیشتر موازین حقوق بشر، من جمله در خصوص مورد که تحدید موارد بازداشت موقت و رسانیدن آن به حداقل و حذف موارد بازداشت اجباری و استفاده از جایگزینهای آن نیز است، شاهد افزایش جهات و موارد صدور قرار بازداشت موقت هستیم. 4- روش تحقیق در این پژوهش که بصورت کتابخانهای گردآوری و تنظیم گردیده با استفاده از منابع حقوقی و قوانین و مقررات آیین دادرسی کیفری ایران و مقایسه با برخی از مهمترین اسناد بینالمللی ناظر به حقوق و آزادیهای متهم کوشش گردیده است، مقررات قرار بازداشت موقت، در جهت اصلاح آن مورد نظر قرار گیرد. با عنایت به موارد فوقالذکر، طرح این پژوهش، مشتمل بر بخشهای ذیل است: بخش اول: در این بخش به کلیات موضوع در سه فصل که هر کدام طی چند مبحث به مفاهیم و سابقه تاریخی قرار بازداشت موقت، مبانی نظری مشروعیت و اهداف قرار بازداشت و بررسی دکترین در مورد قرار بازداشت موقت پرداختهایم. بخش دوم: در این بخش نیز طی سه فصل انواع و موارد بازداشت موقت ، شرایط قانونی قرار مزبور و نیز تضمینات حقوق متهم بازداشت شده و قرارهای جایگزین بازداشت موقت با توجه به اسناد بینالمللی در خصوص مورد، بررسی و مقایسه گردیدهاند. بخش اول رویکرد نظری به قرار بازداشت موقت بخش اول - رویکرد نظری به قرار بازداشت موقت در این بخش جهت تشخیذ ذهن و ایجاد آمادگی لازم پس از تعاریف بعمل آمده از قرار بازداشت موقت از نظر حقوقدانان و بررسی پیشینه تاریخی در فصل دوم به مبانی نظری (فلسفه) مشروعیت قرار مزبور و اهداف آن و در فصل سوم به دکترین حقوقی در خصوص مورد خواهیم پرداخت. فصل اول : مفهوم و سابقه تاریخی قرار بازداشت مبحث اول: تعاریف در خصوص تعریف قرار بازداشت نخست به تعریف لغوی آن پرداخته و کلمات قرار و بازداشت را بطور جداگانه معنی کرده و سپس تعاریف اصطلاحی و حقوقی آنرا که اساتید و علمای آیین دادرسی کیفری از قرار بازداشت موقت ارائه نمودهاند را بیان مینماییم. گفتار اول- تعریف لغوی قرار بازداشت بند اول- قرار قرار از نظر لغوی در چند معنی به کار رفته است که عبارتند از پابرجا شدن، جا گرفتن،آرامش، رأی یا حکمی که صادر شود.[12] همچنین علاوه بر معانی لغو مزبور در معنی دیگری نیز به کار رفته است که آن قسمت از زمین که مقر بنا است را گویند. بند دوم: بازداشت در ترمینولوژی، حقوق بازداشت، چنین معنی شده است: «بازداشت، جلوگیری از آزادی شخص یا مال معین است»[13]. در فقه، بازداشت را امساک گویند. بازداشت در لغت به معنی مضایقه نیز هست[14]. علاوه بر آن بازداشت به معنای، ممانعت، جلوگیری،توقیف و حبس هم آمده است.[15] همچنانکه معروض گردید از معانی بازداشت حبس نیز آمده است که لغت حبس نیز دارای معانی زیادی است از جمله بازداشتن، زندانی کردن، بستن، توقیف و بند که در انتهای مبحث به مقایسه دقیقتر بازداشت و معانی مشابه خواهیم پرداخت. گفتار دوم- در اصطلاح حقوقی قرار بازداشت در قانون اصول محاکمات جزایی 1290 از کلمهی توقیف احتیاطی به جای «بازداشت موقت، استفاده شده که در تعریف توقیف احتیاطی میتوان گفت «توقیف احتیاطی یعنی بازداشت متهم در تمام یا قسمتی از مرحله بازپرسی، قبل از آنکه به موجب حکم دادگاه محکوم گردد.[16] اما به هر حال دو اصطلاح «بازداشت موقت» و «توقیف احتیاطی» بجای همدیگر به کار رفته و تفاوت چندانی با هم ندارند. البته به نظر میرسد با توجه به اینکه در قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و امور مدنی از کلمه توقیف» بیشتر برای ضبط اموال استفاده شده، این اصطلاح، حوزه شمول بیشتری نسبت به بازداشت داشته باشد، مضافاً اینکه بازداشت معمولا شامل نگهداری شخص حتی در محلی غیر از زندان و بازداشتگاه، مانند محل کار، مسافرخانه و منزل هم میشود. به هر حال، در هر مورد، آزادی شخص سلب شده و از خروج و رهایی او جلوگیری به عمل میآید. البته برای آشنایی بیشتر با معنای «بازداشت» میتوان «آزادی» را که در مقابل آن قرار دارد، تعریف و بررسی نمود. مقصود از آزادی، داشتن اختیار تن و روان در حدی که قوانین اساسی و عادی برای اشخاص شناخته، یک حد اصلی آزادی هر فرد و آزادی فردی سایر اشخاص و حد دیگر آن مصالح عمومی اجتماعی است.»[17] آزادی ، عبارتست از اینکه اشخاص بتوانند هر کاری را که صلاح و مقتضی بدانند انجام دهند. مشروط به آنکه اقدامات و عملیات آنها صدمه به حقوق دیگران وارد نساخته و با حقوق جامعه منافات نداشته باشد و الا آزادی منجر به هرج و مرج میگردد. به عبارتی انسان موجودی اجتماعی است و با وجود آزادی و استقلال طبیعی، اجتماع قهری انسانها افراد را به صورت جزء تابعی از جامعه در میآورد و آزادی محدود به منافع اجتماعی میگردد. [18] لذا در مواردی به انحاء گوناگون از سوی مقامات و مامورین قضایی و اجرایی محدودیتهایی نسبت به آزادی شخص که گاه عنوان متهم را دارد ایجاد میگردد. علی ایحال در قانون آیین دادرسی کیفری سابق مصوب 1378 از این تأسیس حقوقی تعریفی نشده است. اساتید و حقوقدانان تعاریفی از بازداشت موقت نمودهاند که ذیلاً به مواردی اشاره میکنیم: -پرفسور گارو بازداشت را چنین تعریف مینماید: توقیف احتیاطی، عبارت است از اینکه مقصر را در تمام استنطاق مقدماتی و یا یک قسمت از آن در زندان حبس نمایند . همچنین ممکن است این بازداشت تا زمان تصمیم نهایی ادامه یابد »[19]. -جناب دکتر آشوری در بیان توقیف احتیاطی عنوان میدارند: «توقیف احتیاطی یا بازداشت موقت عبارتست از سلب آزادی از متهم و زندانی کردن او در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات مقدماتی توسط مقام صالح قضایی. این سلب آزادی از متهم ممکن است در طول جلسات رسیدگی دادگاه و تا صدور حکم قطعی نیز ادامه یابد.»[20] - جناب دکتر آخوندی نیز بازداشت موقت یا توقیف را تحت عنوان، در توقیف نگاهداشتن متهم در طول تمام یا قسمتی از جریان تحقیقات مقدماتی تا خاتمه دادرسی و صدور حکم نهایی و شروع به اجرای آن، تعریف نمودهاند.[21]» به نظر میرسد، در تعریف بازداشت موقت میتوان گفت «بازداشت موقت عبارتست از نتیجهی قراری که توسط دادسرا یا دادگاه پس از تفهیم اتهام در خصوص متهمین و برای سهولت دسترسی یا جلوگیری از فرار یا تبانی و یا امحاء آثار جرم صادر میگردد که برخی بدواً در نتیجه صدور قرار بازداشت موقت و برخی دیگر در اثر فراهم نکردن قرارهای دیگری (قرار وثیقه و کفالت) تحقق میپذیرد. گفتار سوم- تمیز بازداشت از مفاهیم مشابه بازداشت با واژههای دیگری گاه مشتبه میشود که ممکن است همان معنای بازداشت و یا غیر آن را داشته باشد: بند اول- بازداشت و توقیف توقیف مصدر باب تفعیل از ریشه وقف میباشد و به معنای بازداشت است و در قانون آیین دادرسی کیفری سابق عبارت توقیف احتیاطی به جای بازداشت موقت فعلی به کار رفته بود و میتوان گفت توقیف کلمهی معادل بازداشت در زبان فارسی میباشد. آنچه در این خصوص قابل ذکر است اخص بودن کلمه بازداشت از واژه توقیف است چون توقیف، هم میتواند برای اشخاص بکار رود و هم برای اموال ولی بازداشت صرفا برای اشخاص به کار رفته است. این دو عبارت ممکن است به جای همدیگر بکار روند. ولی تفاوتی در ماهیت موضوع به وجود نمیآورند. بند دوم- بازداشت و حبس حبس کلمهای عربی است که برای اشخاص به کار میرود ولی در قانون مدنی برای اموال نیز در باب وقف بکار رفته است. وقف عبارت است از: «حبس العین و تسبیل المنفعه» پس حبس در قانون هم برای اموال و هم برای اشخاص بکار رفته است ولی در عرف، اشخاص را مشمول حبس میدانیم. «حبس عبارت است از سلب آزادی محکوم علیه برای اجرای حکم قطعی[22]» معمولا بازداشت مقدم بر حبس است و سلب آزادی تن و نگهداری موقت شخص را شامل میشود و ممکن است سرانجام به حبس بیانجامد. محل حبس نیز ممکن است با محل بازداشت متفاوت باشد. معمولا محل بازداشت می تواند زندان، بازداشتگاه نیروی انتظامی و یا کانون اصلاح و تربیت اطفال باشد، ولی محل حبس ممکن است زیرزمین خانهی شخصی، کلبهی روستایی، خانه، انبار کارخانه، باشگاه، مسافرخانه، هتل، گاراژ و حتی داخل کشتی، هواپیما، اتومبیل، ترن و ... باشد و یا محبس و زندان شهربانی، یا تیمارستان یا تبعیدگاه یا کانون اصلاح و تربیت اطفال [23] . تفاوتهایی میان بازداشت و حبس وجود دارد: 1- بازداشت مقدم بر حبس است و ممکن است بازداشت به حبس بیانجامد و یا نیانجامد. 2- مدت بازداشت غالبا از حبس کمتر است. 3- فرد بازداشت شده در انتظار تعیین تکلیف و ممکن است پرونده به دادگاه نرود، ولی حبس شده در انتظار محاکمه یا در حال اجرای کیفر است. 4- محل حبس و بازداشت معمولا متفاوت است. با این وصف مرجع دستور دهندهی بازداشت یا حبس نیز در سیستم دادسرا متفاوت است یعنی چون بازداشت در مرحلهی تعقیب با تحقیق صورت میگیرد به دستور بازپرس یا دادیار و دادستان است ولی حبس برابر حکم و توسط قاضی دادگاه صورت میگیرد. البته بازداشت ممکن است توسط نیروی انتظامی نیز صورت پذیرد. بند سوم- بازداشت و جلب جلب نیز مانند بازداشت فقط برای اشخاص استعمال میشود. «جلب یعنی بردن شخص نزد مقام صالح قانونی پس از ابلاغ دستور کتبی »[24] «برای روشن شدن موضوع اتهام، قاضی تحقیق میتواند متهم، شهود و مطلعین واقع را احضار و عند اللزوم جلب کند، لیکن حق جلب شاکی یا مدعی خصوصی را حتی بعنوان مطلع نیز ندارد.» در صورتیکه متهم احضار شده در موعد مقرر حاضر نشده و تصدیقی هم بر عدم امکان حضور خود و داشتن عذر موجه نفرستد به حکم مقام قضایی تحقیق جلب میگردد. جلب متهم به موجب ورقه جلب به عمل میآید، ورقه جلب باید به امضای قاضی صادر کنندهی که دستور جلب برسد، در برگ جلب، هویت و محل اقامت مجلوب، علت جلب، مرجع جلب کننده قید میشود و باید به متهم ابلاغ گردد. جلب را این چنین نیز تعریف کردهاند: «جلب و دستگیری اقدامی است که به موجب آن، مظنون به طور موقت و به عنف برای تحقیق در اختیار ضابطان و سپس مقام قضایی قرار میگیرد. جلب اشخاص در جرایم غیر مشهود باید با اجازهی مقام قضایی صورت پذیرد. مقام قضایی نیز نباید کسی را احضار یا جلب کند، مگر اینکه دلایل کافی برای احضار یا جلب امر در دست داشته باشد ».[25] جلب اشخاص جز در مواردی فوری ، در روز بعمل میآید. بازداشت متهم مانند دستور جلب اقدامی قضایی است ولی دارای ویژگیهایی است که آن را از اقدامات قضایی مشابه متمایز میکند: 1- جلب مدت زمان بسیار کوتاهی را شامل میشود ولی بازداشت برای مدتی طولانیتر به عمل میآید که در مواردی ممکن است تا شروع به اجرای حکم ادامه یابد. 2- بازداشت متهم متعاقب حضور او نزد مقام قضایی یا جلب او صورت میگیرد. 3- مقام قضایی قبل از صدور قرار بازداشت باید تناسب آن را مدنظر قرار دهد در غیر اینصورت برای قاضی، تخلف محسوب خواهد شد. 4- قرار بازداشت باید به متهم ابلاغ گردد و در آن، امکان اعتراض و مدت آن قید شود. در حالی که جلب قابل اعتراض نیست. بند چهارم – بازداشت و تحت نظر از زمانیکه ورقه جلب به متهم ابلاغ میشود تا موقعی که مجلوب نزد مرجع جلب کننده حاضر گردد تحت نظر و مراقبت خواهد بود. برابر ماده 123 قانون آیین دادرسی کیفری منظور از عبارت تحت نظر، اینست که متهم از لحظه دستگیری تا اعزام به مرجع قضایی در دید مأمورین قرار گیرد. طبق مفاد ماده 24 و تبصره ماده 23 نیز در24 ساعتی که متهم تحت نظر است در واقع نگهداری او را به عهده دارند. [26] تحت نظر را نمیتوان به معنای بازداشت دانست و احکام آنها نیز یکسان نیست . مثلا ایام بازداشت قبلی در مجازات حبس احتساب میگردد، ولی مدت زمانی که متهم تحت نظر و محافظت باشد، احتساب نمیگردد، نظریه مشورتی اداره حقوقی شماره 1976/7 مورخ 8/5/67 نیز موید این امر است. طبق این نظریه: «زندانی و بازداشتی به عنوان تحت نظر بودن در قانون پیشبینی نشده تا بحث از شمول مقررات مرتبط به زندانها در مورد آن مطرح شود ...» مبحث دوم- سابقه تاریخی قرار بازداشت مطالعه سوابق تاریخی دادرسی حاکی از آنست که در زمانهای دور سیستم رسیدگی به تعرضات و تجاوزات با اندیشه انتقام خصوصی تجلی پیدا میکرده است و اساسا تنها شخص متهم و مرتکب به مجازات فرا خوانده نمیشد، بلکه مجازات کننده یا بهتر است بگوئید مجازات کنندگان، نه تنها فرد معترض بلکه هر فردی را که به نوعی وابستگی خانوادگی، گروهی، قبیلهای و یا عشیرهای، با او داشت، مورد تهاجم و مجازات قرار میدادند و این تهاجم و مجازات حد و حصر و معیاری نداشت. از سوی دیگر میتوان ادعا کرد جائیکه فرد متهم و مرتکب ملاک نمیباشد و نیز میزان مجازات از معیاری برخوردار نمیباشد و همچنین غالبا فاصلهای بین دسترسی مرتکب با مجازات ایجاد نمیشد به طریق اولی توقیف و بازداشت به فرض بودن از ضابطه و معیاری برخوردار نبوده، به عبارت دیگر بدست آوردن ضابطهای برای احضار، تفهیم اتهام و توقیف و همچنین تأمین دیگر در آن دوران بیمعنا بوده است و اما زندانی کردن مثل امروز صورت مجازات نداشته، بلکه اغلب محلی برای نگهداری محکوم تا روز اجرای مجازات اصلی بوده است.[27] در دوره دادگستری خصوصی با ظهور دولتها و وضع مقررات کیفری رفته رفته از مقررات قبیلهها کاسته شد و مداخله آنها در اجرای کیفر محدود گردید و مسئولیت دستهجمعی تعدیل یافت و شخص بزهکار، پاسخگوی کردار بد خود شناخته شده واکنشهای انتقامجویانه افراد کمکم تحت نظم و قاعده درآمد و جنگهای خانمانسوز جای خود را به نوعی «دادگستری» بصارتی اجرای محدود مجازات متناسب با زیان یا صدمه وارد شده داد، اما همچنان «دادگستری» هنوز جنبه خصوصی داشت چون ابتکار پیگرد و مجازات با زیان دیده و خانواده وی بود. کیفر انتقامی اگر چه در این دوره تعدیل نسبی یافته بود اما نمیتوانست پایدار باشد، زیرا از طرفی تحت تحول افکار و اعتقادات مذهبی و دیدگاههای فلسفی با مبانی تازهای خو گرفت که در آن انتقام به شکل ابتدایی نفی شد و از طرفی با توسعه قدرت دولتها، قدرت حاکم دولت جایگزین فرد گردید و به نوعی دادگستری عمومی البته نه به تعبیر امروزی ایجاد گردید.[28] علی ایحال اگر حقوق کیفری را به مفهوم امروزی در نظر بگریم باید خاطر نشان نمود قاعدهمند شدن حقوق کیفری و منشأ تکوین آن به قرن هیجدهم و فیلسوفان آن قرن علیالخصوص بکار یا نشر رساله جرایم و مجازاتهای وی در سال 1764 برمیگردد و آن نقطه عطفی برای تحول نظامهای کیفری و نیز آیین دادرسی کیفری و موضوعات آن منجمله بازداشت متهم محسوب میشود.[29] علی ایحال سیر تاریخی بازداشت را به دو دوره زمانی 1- عصر باستان که از ابتدای تاریخ باستان تا قبل از ظهور علم آیین دادرسی کیفری نوین را شامل شده و 2- دوران معاصر که از قرن هیجدهم شروع شده و متاثر از عقاید بکاریا و سایر فیلسوفان آن قرن، شاهد تحول تدریجی حقوق کیفری و صدور اعلامیهها و اسناد بینالمللی و منطقهای بعد از جنگ جهانی دوم بوده، تقسیم و آنها را بررسی میکنیم: گفتار اول- عصر باستان «برخی از محققین معتقدند که در ایران باستان بازپرسی مقدم بر دادرسی وجود داشته و قاضی برای روشن شدن موضوع اتهام میتوانسته است از طرفین بازجویی بعمل آورد. بازداشت احتیاطی متهم، برای جلوگیری از فرار و مخفی شدن مرسوم بوده است و حتی ادعا کردهاند که متهم حق دفاع داشته و میتوانسته برای اثبات بیگناهی خود آزادانه به دفاع بپردازد و به هر دلیلی هم که لازم باشد استناد جوید.»[30] «اطلاعی موثقی در دست نیست که در دوره هخامنشی و ساسانی از حبس بعنوان مجازات اصلی استفاده میشده یا نه؟ ولی ممکن بوده است توقیف افراد مدتها به طول انجامد، بدون آنکه تأمین حقوقی مؤثر و مناسبی برای تسریع محاکم وجود داشته باشد. بموجب نکاذوم (قسمتهایی از کتاب اوستا) مقصرین را در مکانی غیرمطبوع حبس مینمودند و بر حسب مورد عدهای از جانوران موذی را در آن مکانها رها میکردند. تئو دوره اسقف صور، در تائید این مطلب روایت میکند که عیسویان را گاهی در سیاهچال میانداختند و عدهای موش با آنها همراه میکردند و دست و پای محبوسین را میبستند، به قسمی که جانوران حریص را نتوانند دفع کنند و آن جانوران گرسنه محکومین را پس از آزار و رنج متمادی پاره میکردند بعلاوه حبس وسیلهی از میان بردن بیسر و صدای اشخاص بلند مرتبت بوده که وجودشان برای کشور و شاه خطر داشت. قلعهی مستحکمی واقع در خوزستان که «گیل گردیا اندهش» نام داشت، یک قلعهی باستیل محسوب میشد و آنرا «انوشرد یا قلعه فراموشی» نیز میخواندند زیرا نام زندانیان و حتی آن مکان را کسی نبایستی بر زبان براند.» [31] «در ایران عهد هخامنشی تمام قدرتها و اختیارات برای محاکمه و مجازات، زیر نظر شخص شاه بوده است و وی با تنفیذ اختیار، انتخاب قضات را به دانشمندان سالخورده و با تجربه واگذار میگرده است و آنها قضات را انتخاب میکردند. محکمهی محلی از هفت قاضی تشکیل میشده است آنان در دعاوی کوچک که اهمیت فراوان نداشت غالبا ضمانت را میپذیرفتهاند و در محاکمات از راه و رسم منظم و خاص پیروی میکردهاند.» بنظر میرسد در این دوره از تاریخ، منظور از پذیرفتن ضمانت، همان قرارهای تأمین کیفری باشد، البته در شرایط شکلی آن اختلافاتی کلی یا جزئی ممکن است وجود داشته باشد، ولی در اصل اخذ تأمین و تضمین وجود داشته است و در صورت نسپردن آن مسلما بازداشت متهم را به دنبال داشته است . در دورهی هخامنشی مرتدین را در زندان نگهداری کرده و سعی مینمودهاند که با وعظ از مذهب جدید برگردانده و در صورت توفیق او را رها میکردند. در سایر جرایم که مجازات آنها قتل یا شلاق یا حبس پیش بینی شده بود، متهمین ممکن بود تا مدت غیر محدودی در توقیف بمانند» در ترجمهی مقدمهی هزاردستان در خصوص امر توقیف، مدت زمان توقیف و زمان آوردن متهم به دادگاه مطالبی آمده است چنانچه در این سند حقوقی آمده است در امور جزایی دادرس مجبور بود در ابتدا اوراق تحقیق را که به او تسلیم شده بود زمان توقیف و زمان آوردن متهم را به دادگاه مورد مطالعه قرار دهد و ببینید آیا میتوان او را به قید کفیل آزاد کرد ...»[32] این سند حاکی از وجود قرارهای تأمین کیفری در آن زمان میباشد و در صورت عدم معرفی کفیل فرد بازداشت میشده است. از طرز دادرسیهای دوران هخامنشی معلوم میگردد که در مورد جرایم سیاسی، همیشه دادگاههای مهمتر از دادگاههای عادی برای جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و عملی شدن دادرسی قبلاً بدهکار را توقیف میکردند. در این دوران جهت جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و دسترسی به وی در مواردی توقیف یا بازداشت میشد. [33] در دوره ساسانیان برای اجرای احکام و توقیف متهم قبل از محاکمه، زندانهای دائم و بازداشتهای موقت وجود داشته و متصدی زندان مکلف بود که نام و نشانی مجرم و موضوع جرم را ثبت کند . و هنگامی که پرونده نزد قاضی میآمد قاضی دقیقا به کیفیت دستگیری متهم، زمان ارتکاب جرم و مدت توقیف متهم رسیدگی میکرد و اگر تخلفی در این مورد وجود داشت از افسر شهربانی علت را میپرسید و اگر متهم به نظر قاضی بیگناه میآمد فورا به آزادی وی دستور میداد.[34] «در دوران ساسانیان نیز وضع توقیف به همین منوال بوده و در این دوره حبس جزء مجازات محسوب نمیشد و زندان محلی بوده که متهم در آن نگهداری میشده تا بتواند در محاکمات حاضر شود.» علاوه از ایران در حقوق و تمدن رم شاهد بازداشت متهمین در زندان و بازداشتگاهها و انتظار آنها برای صدور حکم و اجرای مجازات هستیم. «در رم قدیم، قانون اساسی 30 دسامبر سال 320 بعد از میلاد مقرر میداشت که متهمین به زنجیرهای سخت کشیده نشوند و هنگام روز آنان را به روشنایی ببرند تا مجازات زندان آنان را از بین نبرد، چه آنچه که برای مجرمین واقعی ضروری است نباید نسبت به متهمین اعمال شود. در حقوق رم توقیف احتیاطی زنان ممنوع بوده است ولی در صورت لزوم آنان را به زنانی که قادر به حفاظت از آنها بودند و یا به صومعه میسپردند.»[35] «در حقوق رم به نوشته اولپین، حتی در اتهامات مهمی که امروز از آن به جنایت تعبیر میشود، سعی بر اجتناب از بازداشت متهمان بوده است یعنی متهم ممکن بود به محافظان شهر قضات شهر مجاور یا حتی به شهروندان عادی سپرده شود. در مورد متهمانی که از حیثیت خاصی برخوردار بودند در صورت لزوم دو سرباز از آنان تا روز محاکمه در منزل حفاظت میکرد. این گونه متهمان به آسانی قادر به ادارهی اموال و رتق و فتق امور زندگی خود تا تعیین تکلیف از سوی دادگاه بودند. بعلاوه ، به موجب تأسیس حقوقی که تا حدودی شباهت به قرار کفالت در حقوق امروزی دارد، هر متهمی حق داشت در صورت معرفی یک یا چند شهروند که حضور او را در دادگاه تضمین کنند در غیر جرائم مشهود تا روز محاکمه ، در آزادی به سر برد.»[36] در صدر اسلام نیز بنا به روایات محل ویژهای برای زندانی کردن افراد به عنوان محکوم مرسوم نبوده است زیرا زندانهای معمول در جهان کنونی که محکوم را در جای تنگی حبس کنند. در آن ایام زندانی کردن کسی عبارت بود از محدود نمودن او به گونهای که نتواند با دیگران رفت و آمد و معاشرتی داشته باشد و به اختیار و به طور آزاد کاری انجام دهد و نوعاً مدعی یا وکیل او را مأمور میکردند که در خانه یا مسجد ملازم زندانی باشد و نگذارند که بگریزد این عمل را ترسیم مینامیدهاند. در اسلام نقل شده نخستین زندان امیرالمؤمنین علی (ع) در کوفه از بوریای فارس ساخت و آنجا را نافع نامید، دزدان دریایی دیوار آن را سوراخ کردند و مردم از آنجا رفت و آمد مینمودند تا آن حضرت زندان دیگری را از گل و خشت ساخت و نام آن را مخیس (خوار کردن و نرم کردن) گذاشت که کیفر حبس بر پایه تفکر اصلاح و توبه استوار بوده است.[37] با این توصیف در بدو اسلام زندان به معنای امروزی وجود نداشته است و آنچه به عنوان زندان از آن استفاده میشده است بسیار ساده و بدون تشریفات امروزی بوده است. لازم به ذکر است در قرآن و سایر منابع شرع اسلام آنچه بحث گردیده، مبنای حبس میباشد و صرف زندان را بررسی نمودهاند، صرفنظر از آن که کسانیکه در آن زندانی شدهاند به عنوان متهم یا محکوم زندانی گریدهاند. ولی مبنای آن یکی و قابل تعمیم است. در قرآن، آیه 106 مبارکه مائده است: «یا ایها الذین آمنوا شهاده بینکم اذا خضر احدکم الموت حین؟؟» اثنان ذوالعدل منکم او آخر ان من غیرکم ان انتم ضربتم فی الارض فاصابتکم مصیبه؟ تحسبونهما من بعد الصلوه فیقسمان بالله ان ارتبتم لانشتری به ثمنا و لو کان ذالقربی بشهاده الله انا اذا لمن الاثمین». به این معنی است که: «ای کسانیکه ایمان آوردهاید، هنگامیکه مرگ یکی از آنها فرا رسد ، در موقع وصیّت باید دو نفر عادل را از شما به شهادت طلبند و یا اگر مسافرت کردید و مرگ شما را فرا رسید [و در راه مسلمانی نیافتید] دو نفر از غیر شما و اگر به هنگام تحمل شهادت در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از نماز نگاه میدارید تا سوگند یاد کنند که ما نیستیم، حق را به چیزی بفروشیم اگر چه در مورد خویشاوندان ما باشد و شهادت را کتمان نمیکنیم که از گناهکاران خواهیم بود».در این آیه شریفه خطاب «تحسبونهما» متوجه قضاوت بوده و در واقع این امری است که با فعل مضارع آمده است و معنی آن نیز مؤید این مطلب است که منظور از حبس در اینجا بازداشت احتیاطی است. از طرفی از شأن نزول و با توجه به معنای آیه کریمه میشود که در اینجا فردی به جرمی متهم شده و اتهام از ناحیه ورثه ؟ بر گواهان وارد شده است و این نه از آن لحاظ است که آنها فقط شاهد بودهاند، بلکه از این جهت است که ورثه علیه آنها ادعایی کرده و آنها را به اختلاس متهم نمودهاند و این موضوع تأکید میکند که مراد او از حبس که لفظ آن (تحسبونها) در آیه کریمه وارد شده ، زندان احتیاطی است که بدین وسیله از پایمال شدن حق جلوگیری میگردد و برخلاف حبسی است که ؟اصل جرم و گناه با آن کیفر داده میشود، لذا صرفا بدین جهت است که آیه آن گواهان؟را بعد از نماز برای قسم خوردن نگه میدارند؛ لذا از این طریق بازداشت احتیاطی در این گونه موارد تشریح شده است.[38] در خصوص مورد نیز، روایاتی وجود دارد که امامان معصوم (ع) در موارد ؟ زندان را بطور موقت برای متهمین اعمال میکردهاند که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میشود : «از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نقل کردهاند که آن حضرت در مورد چهار نفر که در حال مستی به جان هم افتاده و شکم همدیگر را پاره کرده بودند، قضاوت فرمود که همهی آنها باید زندانی شوند تا مستی از سرشان بپرد»[39]. در این خصوص نیز این بازداشت موقت بعنوان یک اقدام تأمینی برای حفظ آنها از دست یکدیگر و نیز به هوش آمدن میباشد. در ایران بازداشت و توقیف افراد قبل از محاکمه در عهد عباسیان نیز مرسوم بوده است و چنانچه برمکیان که مورد قهر و غضب هارون الرشید قرار گرفتند به دستور وی بازداشت میشدند و چنانچه در این دوره وضع زندانها از جهات مختلف بسیار درهم و آشفته بود و اگر کسی با تقصیر یا بیتقصیر (مظنون به ارتکاب جرم) زندانی میشد ممکن بود سالها بدون تحقیق و بازجوئی در زندان بسر ببرد. در عهد صفویه وضعیت قضات و احکام عرفی با محاکمه عادی حاصل شد، پیش از این سلسله حتی در دورهی سلجوقیان، محاکم شرعی را در چهار چوب، دستگاه حکومت گنجانده بودند اما فقط در زمان صفویه بوده است که محاکمه را شرعی و قضات را تابع مقامات مذهبی کردند. در دوران شاه عباس نیز جرایم یا به صورت رسیدگی فوری و فیالمجلس در محضر شاه صورت میگرفت و یا توسط قضات به صورت تفصیل و با شرایط خاص خود. با این توصیف در این دوران نیز بازداشت قبل از محاکمه وجود داشته است. آنچه با مطالعه تاریخ حقوق غیراسلامی غیر ملاحظه میگردد این است که زندان به عنوان محلی برای نگهداری متهمین در انتظار محاکمه بوده و به معنی امروزی آن بتدریج از اوایل قرن شانزدهم آغاز شده است و نهایتا از زندان به معنای امروزی تنها در قرن نوزدهم معمول گردیده است. در انگلستان ، توقیف احتیاطی ، در قرون متمادی وجود داشته، و وسیلهای در دست حکام، علیه متهمین بود. در فرانسه، قبل از تحقق انقلاب 1789، به موجب فرامین سالهای 1539و 1670 در مرحلهی بازپرسی، توقیف متهم، اصل و آزادی او استثناء بر آن تلقی میشد، لکن بعد از انقلاب ، ضمن اعمال سیستم اتهامی به جای سیستم تفتیشی، «هیئت منصفه اتهامی» تأسیس گردید که تا حدود بسیار زیادی از حقوق و آزادی متهم دفاع میکرد. اما در زمان اقتدار ناپلئون نه تنها مجددا سیستم تفتیشی برقرار گردید بلکه اختیار توقیف، فقط به بازپرس تفویض و مکلف شد در جرایم از درجه جنحه و جنایت قرار توقیف متهم را صادر کند. و فقط پس از صدور قرار توقیف در امر جنحه، چنانچه متهم سابقهدار یا ولگرد نبود میتوانست به قید وثیقه آزاد گردد ...»[40] گفتار دوم- دوران معاصر از قرن هیجدهم به بعد تحت تاثیر نهاد فیلسوفان عصر روشنگری و نیز حقوقدانان و به ویژه جرم شناسان پس از جنگ جهانی شاهد تحولات تدریجی حقوق کیفری و بازداشت پیش از محاکمه بودهایم، لذا سیر تاریخی تحولات حقوق کیفری و در خصوص مورد قرار بازداشت را اجمالا در ذیل شرح خواهیم داد. همچنانکه معروض گردید تحول حقوق کیفری قرن هیجدهم میلادی برمیگردد به کار یا انتشار رساله جرایم و مجازاتها وضعیت دادگستری موجود را شدیدا مورد انتقاد قرار داده و پیشنهادهای ارزندهای ارائه داد. در واقع او نخستین نویسندهای است که این اندیشه را که حقوق کیفری بر قانون بنا میگردد را پرورانده است. به اعتقاد وی جرایم باید در قانون برشمرده شده باشند، نه آنکه قاضی آنها را کشف کند، اصل قانونمندی، کیفرها را نیز در برمیگیرد و تنها قوانین میتوانند کیفرهای منطبق و متناسب با جرایم را تعیین کنند و این قدرت تنها در اختیار قانونگذار که نماینده تمام جامعهای که براساس یک قرارداد اجتماعی تشکیل شده است میباشد. این دیدگاه در مورد آیین دادرسی نیز صادق است، به نظر بکاریا موارد بازداشت پیش از محاکمه باید در قانون مشخص شده باشد. او با بازداشت موقت در مواردی که خطر فرار، اقرار خارج از دادگاه، افشای معاونت در جرم، تهدید یا نشانههای جرم وجود دارد موافق است اما به نظر او این دلایل باید در قانون پیشبینی شده باشند. نه اینکه قضات آنها را تعیین کنند، زیرا تصمیمات آنان همیشه مخالف آزادی سیاسی است.[41] عقاید بکاریا در واقع نقطه عطفی برای تحول نظامهای کیفری و ظهور مکاتب مختلف کیفری بود، اندیشههای وی در قانونگذاران و متفکران بعدی نیز تاثیر شگرفی گذاشته و بعضی از آنها امروزه بعنوان اصول مسلم حقوق کیفری (اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها) و قواعد حقوق بشری: منع بازداشت خودسرانه ، ضرورت محاکمه فوری، عادلانه و ... ) تلقی میکردند. بعد از انتشار رساله معروف بکاریا چندین قانونگذار مجذوب اندیشههای او شدند. بارزترین آن قانون جزای توسکان (در ایتالیا) است که در نوامبر 1786 به اجرا گذاشته شد. اتریش و آلمان به میزان کمتری از او الهام گرفتند. قانون جزایی 1791 فرانسه نیز انعکاسی از دیدگاه وی بود.[42] همانطور که در بالا آمد افکار وی در صدور اعلامیه حقوق بشر و شهروندان 1789 نیز تاثیر بسزایی داشت این اعلامیه در مواد 5 و 8 خود، اصل قانونی جرایم و مجازاتها و نیز در ماده 7 خود نیز منع بازداشت خودسرانه را آورده است.[43] متعاقباً اسناد بینالمللی و منطقهای حقوق بشر یکی پس از دیگری در خصوص مقررات ناظر به بازداشت موقتی تصویب گردیدهاند. لازم به ذکر است که بگوییم نظام جدید بینالمللی حقوق بشر پدیدهای است مربوط به بعد از جنگ جهانی دوم و نقض وحشتناک حقوق انسانها در دوران حاکمان نازی و کشف زیر بنای فکری هیتلر این باور را تقویت کرد که میبایست یک نظام موثر حمایت در حقوق بشر در جامعه ملل وجود داشته باشد لیکن تاثیر گذاری اندیشههای بکاریا بر نظام جدید حقوق بینالمللی بشر نمیتوان نادیده گرفت. در این میان سازمان ملل متحد اندکی پس از تشکیل، به شکلهای گوناگون در حفظ و صیانت از متهمان به ارتکاب جرم از جمله آزادی آنان بسیار کوشیده است. دو اقدام مهم مجمع عمومی سازمان ملل، تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 (19 آذر 1327) و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی در 16 دسامبر 1966 (25 آذر 1345) بود که در بردارندهی حفظ حقوق و آزادیهای اساسی بشر از جمله آزادی اشخاص، منع شکنجه و بازداشت خودسرانه و فرض برائتاند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد تا کنون بیش از 30 سند مهم در خصوص پیشگیری از جرم، کنترل مجرمیت، رفتار با مجرمان، فراهم کردن و حفظ حقوق بشر منتشر کرده است. هرچند در حدود نیمی از این اسناد به گونهای دربارهی بازداشت موقت و حقوق متهمانی که آزادی از آنها سلب شده، بوده و مقررات دو سند مهم پیش گفته را به شکل اجراییتر اعمال و تکمیل کردهاند.برخی از این اسناد مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر آنچنان قدرت اجرایی دارد و کشورهای عضو را متعهد نمیکند و برخی دیگر مانند میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون منع شکنجه و سایر رفتارهای غیر انسانی و خشن برای کشورهای عضو تعهدآور است. [44] علی ایحال علیرغم پیشبینی قرار بازداشت موقت در اسناد بینالمللی و منطقهای که در غالب موارد بعنوان ضرورت تحقیق و آخرین راه چاره از آن یاد میشود، اهمیت ویژهای برای رعایت حقوق متهمانی که از آنها سلب آزادی شده، قائل گردیدهاند. در کشور ما، دوران قارجاریه اشخاصی که مرتکب جرائم سنگین میشدند برای حضور در دادگاهها در سیاهچالهها زندانی و انتظار محاکمه خود را میکشیدند.[45] کتابچه قانون، اولین قانون مدون در ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار میباشد، در این کتابچه در 13 ماده مجازات حبس پیشبینی شده است. نخستین مقررات اداره زندان و پس از آن با اصلاحات مکرر آییننامههای زندان محکومان به حبس به حقوق بیشتری دستی یافتند. علی ایحال در ایران، نهضت مشروطیت را باید آغاز دوره معاصر محسوب نمود. قبل از مشروطیت تلاشهای پراکندهای برای ایجاد دادگستری جدید در ایران صورت گرفته بود، در سال 1275 هجری قمری وزارت عدلیه ایجاد شد، همچنین به جهت اعتراض آزادیخواهان و مردم که از ظلم و بیعدالتیهای حاکمان وقت ، ناراضی و خواستار تاسیس سازمانی برای تظلم و رسیدگی به شکایت بودند، در سال 1277 هجری قمری ناصرالدین شاه علاوه بر دیوان عدالت عظمی، دیوان مظالمی به تقلید از شاهان گذشته به وجود آورد که مردم میتوانستند شخصا شکایت خود را به شاه که دادرس مطلق این دوران بود تقدیم کنند. در سال 1290 هجری قمری علاوه بر تأسیسات ذکر شده نهاد حقوقی دیگری به نام اداره صندوقهای عدالت به وجود آمد که هدف آن منحصرا رسیدگی به شکایاتی بود که مستقیما از طرف مردم در صندوقهای عدالت ریخته میشد[46]. قانونگذاران ایرانی پس از مشروطیت برابر فرهنگهای ایرانی، اسلامی و غربی به تدوین قوانین جزایی پرداخته و مقررات مربوط به تأمین در آئین دادرسی کیفری نیز از این سه فرهنگ منبعث شده است. «مبانی حقوق متهمان و آزادیهای انسانی پس از مشروطیت به ترتیب معیارهای فرهنگی ایرانی و اسلامی و نیز اصول و مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و مبانی اتهامی حقوق قارهای است در این سیستم مقامات قضایی ویژهای (دادستان و بازپرس) حق دارند هنگام اتهام اشخاص برای اطمینان خاطر از دسترسی به ایشان، اقداماتی قانونی را اتخاذ نمایند که کمایش محدود کننده آزادیهای متهمان است و به عنوان «تأمین» معروف است.» [47] مهمترین این قوانین قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 11 شهریور ماه 1290 شمسی (9 رمضان 1330 هجری قمری) که با نام اصول محاکمات جزایی تصویب شده بود و در مبحث پنجم از فصل پنجم به مقررات مربوط به اخذ تأمین میپرداخت. عنوان قانون اخیرالذکر از 1318 بنا بر واژه پیشنهادی فرهنگستان ایران با نام آئین دادرسی کیفری، در عمل چهارچوب رسیدگیهای کیفری را لااقل تا 1373 تشکیل داده است. قانون مزبور و اصلاحات بعدی آن در سالهای 1311 ،1335 ،1337 ،1339 ،1341 ،1351 و 1356 در مواد 24 ،38، 95 ،124 ،129 (بند پنج با رعایت ماده 130 مکرر)، 130 مکرر و تبصره ذیل آن، 135 ، 136 مکرر (در مورد بازداشت کفیل)، ماده 327 و ماده 489، توقیف و بازداشت موقت متهمین را تجویز و بعضا اجباری نموده است. شایان ذکر است قانونگذار در موارد خاص توقیف و بازداشت متهم را پیشبینی نموده است.من جمله تبصره (3) بند هـ ماده 18 قانون مربوط به مقررات پزشکی و داروئی و مواد خوردن و آشامیدنی مصوب 29/3/1334 که مقرر میدارد: «تحقیقات متهمین مزبور به فوریت و محاکمه آنها خارج از نوبت به عمل میآید و بازپرس در صورت کشف داروی تقلبی مکلف است. قرار توقیف متهم را صادر نماید در مورد متهمین مشمول بندهای الف و ب متهم تا خاتمه بازپرسی در توقیف باقی خواهد ماند. حق اعتراض متهم به قرار توقیف طبق مقررات قانون آئین دادرسی کیفری محفوظ میباشد.» در دهم خرداد ماه 1311 قانونی تحت عنوان «قانون اصلاح محاکمات جزایی» در بعضی از اصول و مقررات قانون اصول محاکمات جزایی تغییراتی بوجود آورد. برخی از این تغییرات و اصلاحات از جمله رابطه دادستان و بازپرس درباره بازداشت موقت متهم، افزایش اختیار دادستان در رسیدگی به جرائم مشهود و تأمین هائیکه بازپرس میتواند از متهم بگیرد، هستند. بعلاوه مأمورین شهربانی مکلف شدند هر گونه تحقیقات مقدماتی راجع به جرائم را که دادستان یا مستنطق بخواهد انجام دهند. ضمن این اصلاحات، جرم مشهود تعریف شد و ضابطین دادگستری مکلف گردیدند تا مداخله دادستان یا بازپرس کلیه اقدامات لازم برای جلوگیری از امحاء آثار جرم و فرار متهم به عمل آورند؛ و مقرر گردید تفتیش منازل و جلب اشخاص فقط با اجازه دادستان صورت گیرد. - در اینجا لازم میبینم مواردی از مواد قانونی در خصوص بازداشت متهم، عینا قبل از ورود در ماهیت تحقیق بیان گردد. قانونگذار در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 9 رمضان 1330 قمری مطابق با 11 شهریور 1290شمسی در ماده 129 برای جلوگیری از فرار یا پنهان شدن متهم تعیین تکلیف نموده است که عینا ماده 129 قانون مذکور بشرح ذیل است: «برای جلوگیری از فرار یا پنهان شدن متهم بازپرس میتواند یکی از قرارهای تأمین ذیل را صادر نماید.» 1. التزام به عدم خروج از حوزه قضایی با قول شرف. 2. التزام به عدم خروج با تعیین وجه التزام تا ختم محاکمه و اجرای حکم. 3. اخذ کفیل در صورتی که متهم تقاضا نماید بجای کفیل وجه نقد یا مال منقول یا غیر منقول بدهد بازپرس مکلف به قبول آن است. 4. اخذ وثیقه (وثیقه اعم است از وجه نقد ، مال منقول و یا غیر منقول) 5. توقیف احتیاطی با رعایت شرایط مقرر در ماده 130 مکرر قانونگذار در الحاقی مصوب 10/3/1311 در ماده 130 مکرر این قانون در مورد توقیف متهم به شرح ذیل آورده است. ماده 130 مکرر: در موارد ذیل توقیف متهم جایز است: 1. در جنایات مطلقا 2. در امور جنحه وقتی که متهم ولگرد بوده کفیل یا وثیقه ندهد. 3. در هر مواردی که آزاد بودن متهم ممکن است موجب امحاء آثار و دلایل جرم شده و یا باعث مواضعه با شهود و مطلعین واقعه گردیده یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع کنند، همچنین در موقعی که بیم فرار یا پنهان شدن متهم باشد و به طریق دیگری نتوان از آن جلوگیری کرد. تبصره: درباره کسانی که به اتهام سرقت یا کلاهبرداری و یا جعل و یا استفاده از سند مجعول مورد تعقیب قرار میگیرند، هرگاه دلایل و قرائن موجود دلالت بر توجه اتهام به آنان نماید یک فقره سابقه محکومیت قطعی و یا دو فقره یا بیشتر سابقه محکومیت غیرقطعی به علت ارتکاب هریک از جرائم مذکور را دارا باشند قرار بازداشت صادر خواهد شد. با توجه به وضع قوانین خاص در خصوص قرار بازداشت متهم، این موارد را نیز یادآوری مینمایم: 1- ماده 21 قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی مصوب 24 تیرماه1318 . ماده 21: «متوقف مکلف است در مدت تصفیه خود را در اختیار اداره بگذارد. مگر اینکه صریحاً از این تکلیف معاف شده باشد در صورت اقتضاء اداره تصفیه میتواند اقدام به جلب او نماید و چنانچه توقیف او لازم شود قرار توقیف را از دادگاه میخواهد.» 2- ماده واحده قانون لغو مجازات شلاق مصوب 1344: بند ج: درباره کسانی که به اتهام ارتکاب جرح یا قتل بوسیله چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر، مورد تعقیب قرار گیرند، چنانچه دلائل و قرائن موجود دلالت بر توجه اتهام به آنان نماید، قرار بازداشت صادر خواهد شد و تا صدور حکم ادامه خواهد داشت.» 3- مواد 435 و 436 لایحه اصلاحی قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347: الف- ماده 435: «اگر تاجر ورشکسته به مفاد ماده 413 و 414 عمل نکرده باشد محکمه در حکم ورشکستگی قرار توقیف تاجر را خواهد داد.» ب- ماده 436: «قرار توقیف ورشکسته در مواقعی نیز داده خواهد شد که معلوم گردد بواسطه اقدامات خود از اداره و تسویه شدن عمل ورشکستگی میخواهد جلوگیری کند.» قانونگذار پس از انقلاب اسلامی با تصویب قوانین جدید اولا مراجع رسیدگی به جرائم را توسعه داد. ثانیا مورد بازداشت و توقیف توسعه پیدا نمود که موارد ذیل گویای این مطلب میباشد: 1- تبصره ذیل ماده 9و26 آیین نامه دادگاهها و دادسراهای انقلاب مصوب سال 1358. 2- تبصره 2 ذیل ماده 12 لایحه قانونی تشکیل دادگاههای فوقالعاده و رسیدگی به جرایم ضد انقلاب مصوب 1358. 3- ماده 17 لایحه قانون تشدید مجازات مرتکبین جرائم مواد مخدر و اقدامات تأمینی و درمانی به منظور مداوا و اشتغال به کار معتادین سال 1359. 4- تبصره 4 ماده 3 و تبصره 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام. 5- مواد 4و 5 و بند 5 ماده 25 آیین نامه نحوه رسیدگی کمیسیون تعزیرات حکومتی بخش دولتی، مصوب سال 1369 هیئت موضوع تبصره ذیل ماده 23 مقررات مربوط به تعزیرات حکومتی مصوب سال 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام . 6-ماده 35 آیین نامه دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت مصوب 1369 و ماده 23و بند ب ماده 26 همین مصوبه همانطور که میدانیم با تصویب قانون تشکیل دادگاههای عمومی انقلاب در سال 1373، با حذف دادسرا و به موجب قانون فوق الذکر ، صدور بازداشت موقت اصولا از وظایف قاضی دادگاه تلقی شد و متأسفانه در بند ب ماده قانون مزبور، از زمره قرارهای قابل شکایت محسوب نگردید. سرانجام قانونگذار در سال 1378 با تصویب قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، از تاریخ لازمالاجرا شدن آن، قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1290 قمری و اصلاحات بعدی آن و همچنین کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون نسبت به دادگاههای عمومی و انقلاب را لغو نمود. مواد 32 و 36 قانون فوقالذکر و نیز مواردی دیگر از قبیل ماده 24، تبصره ماده 123، ماده 127 نیز اشاره به بازداشت متهم دارند. علیهذا با قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381 مجددا دادسرا احیا گردید و مقررات در این خصوص تغییراتی نمود و چارچوب قانون دادگاههای عمومی و انقلاب که با مفاد میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و تفکیک و استقلال نهاد تعقیب از تحقیق و رسیدگی کننده مغایرت داشت تا حدودی اصلاح گردید . فصل دوم- مبانی نظری (فلسفهی) مشروعیت و اهداف قرار بازداشت موقت محتمل است که قانونگذار برای تاسیس هر نهاد حقوقی دلایلی را جهت مشروعیت آن مبنای کار خود را قرار داده و برای ایجاد آن، اهدافی را دنبال میکند، ما نیز مباحث این فصل را به بررسی مبانی نظری (فلسفهی) مشروعیت بازداشت متهم و اهداف قرار مزبور میپردازیم. مبحث اول- مبانی نظری (فلسفه)ی مشروعیت قرار بازداشت موقت گفتار اول- حکم ضرورت اجتماعی آدمیان را فقط ضرورت بر آن داشته است که جزئی از آزادی خود را وا گذارند و بیشک هر کس خواهان آن است که کوچکترین قسمت ممکن را به قوای عمومی بسپارد، درست آن مقدار که دیگران را به دفاع از این سپرده ملتزم کند، مجموع این کوچکترین قسمتهای ممکن، حق کیفری را پدید میآورد، افزون بر آن اجحاف است نه عدالت، تعدی است و دیگر حق نیست ....»[48]. این ضرورت اجتماعی را بنا به دلایلی ضرورت مصوب گردیده است که مختصرا در ذیل خواهد آمد: الف- تامین امنیت جامعه و احساس عدالت آزادی یکی از حقوق فطری و غایت مطلوب جامعه بشری است که همگان میبایست به آن احترام بگذارند و از تعرض به آن احتراز کنند، لیکن به جهت آنکه افراد بجز زندگی فردی دارای زندگی اجتماعی نیز هستند، حدود این آزادی بنا به ضرورتهای اجتماع تعیین میگردد، در واقع در کنار لزوم رعایت آزادی و حقوق فردی، جهت رعایت مصالح اجتماعی و ضرورت حفظ امنیت جامعه. این اختیار به مقام صالح واگذار گردیده تا با وضع قوانین و اجرای آنها حدود ثغور آزادی را تعیین نمایند و در صورت ارتکاب جرم از ناحیه فرد، در عین برخورداری وی از حقوق فردی، آزادی او تحدید و یا سلب گردد. نهاد حقوقی بازداشت متهم، علیالخصوص در جرایم مهم به جهت آنکه مانع از فرار متهم یا اخفای او میشود، باعث تشفی خاطر اذهان عمومی شده و علاوه بر برقراری احساس امنیت، با توجه به دسترس بودن متهم راه را برای اجرای عدالت، ضمن یک دادرسی منصفانه هموار میسازد. ب- حفظ منافع بزه دیده همانطور که مستحضرید زیان دیده از جرم به اعتباری هم جامعه و هم فرد مجنی علیه میباشد. هنگامی که جرم ارتکاب مییابد، نظم عمومی جامعه برهم میخورد و این تاسیس در واقع علاوه بر ایجاد اطمینان از دسترسی به متهم و حضور به موقع وی در مواقع لزوم و انجام تحقیقات، فرصت امحاء اثرات و دلایل جرم و تبانی وی با سایرین را از او سلب و ضمن فراهم کردن زمینهی محاکمه و اجرای مجازات، علاوه بر اعاده نظم جامعه، حقوق فرد یا افراد بزه دیده را تضمین میکند. بعلاوه بازداشت موقت علیالخصوص در مواردی که مجرم در وضعیتی خاص از نظر روحی و روانی قرار دارد که ممکن است به کرات مرتکب جرم شود، مانعی جهت ارتکاب مجدد جرم و یا ایراد خسارت بیشتر توسط توسط متهم میگردد. در اینجا پیشگیری از ارتکاب مجدد جرم یک اقدام تأمینی است. ژان لارگیه معتقد است: «از جمله دلایلی که بازداشت متهم را شروع ساخته، ... ضرورت تحقیق و اقدام تأمینی میباشد». [49] در مواردی که ضرورت تحقیق یا اقدام تأمینی ایجاب کند، میتوان از بازداشت موقت استفاده کرد.[50] ج- حفظ منافع متهم اگر چه در قوانین کیفری ایران آنچه هدف بازداشت موقت ذکر گردیده، تامین منابع بزه دیده است، لیکن در مواردی که جرم ارتکابی از نوع جنایات هولناک و نفرتانگیز باشد، قطعا در کنار حفظ منافع بزه دیده، جان متهم نیز در قبال انتقام خصوصی خانواده مجنی علیه و همچنین خشم و انزجار عمومی حفظ میگردد. [51]«همچنین است در مواردی که متهم به دلایل روحی و روانی احتمال خودکشی کردن دارد، حفظ جان متهم، علاوه بر تضمین جریان دادرسی، در جهت حفظ منافع وی نیز هست.[52] گفتار دوم– عقل میتوان گفت بعضی اوقات استیفای حقوقی که از طریق ارتکاب جرم حاصل میگردد، مستلزم گذشت زمان و اثبات آن میباشد؛ لذا در صورتیکه متهم آزاد گذاشته شود، چه بسا از دسترس خارج شود و امکان مجازات (در صورت اثبات جرم) از بین برود. از طرفی بازداشت و حبس کردن فرد، مستلزم ضرر رساند به جان و مال محبوس شده است ، لکن این یک ضرر فردی است، اما اگر یک خیانتکار را بدون حبس آزاد بگذارند، این عمل مستلزم ضرر رساندن به مجنی علیه و افراد جامعه است و از بین بردن مصالح آنها و به خطر انداختن امنیتشان میشود و نباید تردید نمود که مراعات مصلحت همگانی از نظر عقل، از رعایت مصلحت فردی بهتر است [53] و از آنجا که عقل، کاشف از حکم شرع است ، چه آنکه هر آنچه عقل حکم کند، شرع نیز به آن حکم میکند. لذا به جهت عقلایی بودن بازداشت متهم (در جرایم مهم و خطرناک)، بازداشت وی منافاتی با شرع نیز ندارد.[54] به همین جهت اگر چه افراد به هیچ قیمتی حاضر به واگذاری آزادیهای فطری و خدادادی خود نیستند، لیکن در مواردی مصالح اجتماعی و ضروریات حفظ امنیت جوامع ایجاد نهاد بازداشت قبل از محاکمه را لازم میسازد. عقل، ملاک قبح یا مباح بودن عمل است در تشحیص عقل نیز ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد در موارد و موضوعات مختلف علما و متخصصین آن رشته، جزء عقلاء آن برای تشخیص خوب یا بدن بودن میباشند. در میان اهل فن، اتفاق نظر وجود ندارد برخی بازداشتهای قبل از اثبات بزه را غیرمجاز و غیرعقلائی میدانند و برخی دیگر آنرا لازم و ضروری میدانند. علی ایحال با عقل سازگار نیست که مجرمین سابقهدار را که متهم به جرم جدیدی هستند بدون هیچگونه تضمین و تأمین آزاد سازیم و یا متهمین جرایم خطرناک را که نظم عمومی را مخدوش کردهاند با تأمینهای سبکی چون التزام به حضور با قول شرف آزاد کنیم. بنا به مراتب و عنایتاً به ارتباط این مقوله با لزوم رعایت تناسب قرارهای تامین کیفری، در فصول آتی مجدداً توضیحاتی داده خواهد شد. مبحث دوم: اهداف اخذ تامین قرار بازداشت موقت در حقوق کیفری ایران قسمت عمدهای از اهداف اخذ تامین از متهمان، متوجه حمایت از منافع بزه دیده و حفظ نظم جامعه است. تاثیر حمایت از حقوق بزه دیده، فی الحال ظاهر میشود، ولی حمایت از حقوق جامعه بیشتر جنبه پیشگیرانه (پیشگیری از وقوع جرم) داشته و تاثیر آن مربوط به حال و آینده میشود. مطابق صراحت ماده 132 قانون آ.د. ک مصوب 1378 و با اشاره به پیشنویس قانون آیین دادرسی کیفری جدید و برخی از اسناد بینالمللی ، این اهداف را در سه قسمت به شرح آتی بیان میکنیم. گفتار اول: دسترسی به متهم و حضور به موقع وی در دادگاه اگر چه در تعداد کمی از جرایم، رسیدگی به اتهام متهم، ممکن است به صورت غیابی بعمل آید ولی در غالب جرائم، جهت کشف حقیقت و احراز واقعیت و اجرای دادرسی منصفانه، حضور شخص متهم حین رسیدگی ضروری است و همچنین است حین اجرای حکم. در سطح جامعه افرادی هستند که پس از قرار گرفتن در معرض اتهام، به لحاظ داشتن موقعیت اجتماعی، شخصیت فردی و وجدان متعهد، بدون گرفتن تامین در مواقع لزوم نزد مقام قضایی حاضر میشوند، لیکن این موضوع کلیت نداشته و قابل تعمیم به تمام اقشار جامعه نیست و جهت سهولت دسترسی به متهمان و حضور به موقع آنان در مواقع احضار دادگاه، علیالخصوص در جرایم مهم، مطمئنترین راه تامین است. این مهم در پیشنویس آیین دادرسی کیفری جدید و صدر م 172 (252) آمده است؛ لذا میتوان گفت اصلیترین هدف بازداشت متهم سهولت دسترسی به وی و حضور به موقع او به جهت اجرای تحقیقات و حضور نزد مقام قضایی است که در اسناد بینالمللی مانند اسناد هشتمین کنگره سازمان ملل برای پیشگیری از جرایم و رفتار با مجرمین 199 و نیز کنوانسیون اروپای حمایت از حقوق بشر و آزادیهای فردی نیز مندرج است. [55] گفتار دوم – جلوگیری از قرار و پنهان شدن متهم عوامل زیادی وجود دارد که باعث میشود، بزهکار یا ناکرده بزه که فعلا متهم به ارتکاب جرمی است اقدام به فرار نموده، یا از دید مامورین عدالت پنهان شود، از جمله ترس از مجازات، ترس از ریختن آبرو، خوف از دست دادن موقعیت فردی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی و ......، مرجع قضایی با مراجعه به متهم و بررسی کیفیت و نحوه ارتکاب جرم و اینکه آیا متهم به دلیلی حرفهای بودن یا از ترس از شدت مجازات با کفیل و وثیقه نیز فرار خواهد کرد، اقدام به صدور قرار بازداشت مینماید. جلوگیری از فرار یا پنهان شدن متهم از عواملی است که قاضی را برای صدور قرار بازداشت وا میدارد، «بیم فراری نیز در بند 3 مادهی 130 مکرر آیین دادرسی کیفری مصوب 1290 و در بند «دو» ماده 32 قانون آیین دادرسی جدید ذکر شده است. بدیهی است که باید بین فرار یا پنهان شدن متهم از یک سو و بیم فرار یا پنهان شدن از سوی دیگر تفکیک قائل شد: «متهمی که همزمان با ارتکاب جرم یا پس از آن اقامتگاه خود را تغییر داده و اقامتگاه جدیدی نیز برای خود انتخاب نکرده یا آن را به اطلاع مقامات قضایی نرسانیده اس از دیدگاه رویه قضایی آلمان میتواند در حال فرار تلقی شود. همچنین متهمی که امکان دستیابی مقامات قضایی به او در اقامتگاه قانونی یا محل کارش وجود ندارد یا در محل نامعلومی زندگی میکند، ممکن است پنهان شده تلقی شود. لیکن کارگر یا فردی خارجی که برای استفاده از تعطیلات و امثال آن به کشور خود سفر میکند، بدون اینکه این سفر ربطی به اتهام وارد بر او داشته باشد فراری محسوب نمیشود.» در این خصوص لازم به ذکر است که بیم یک حالت درونی و ذهنی است که در ارتباط با ساختار و وضعیت روحی و روانی افراد بوده و در افراد متفاوت است. در صدور قرار تامین قاضی دادگاه باید تمامی اوضاع و احوال را اعم از شخصیت متهم، شیوه زندگی او، وجود یا فقدان دلبستگیهای خانوادگی میزان سن و ... را مدنظر قرار داده و خطر فرار یا پنهان شدن متهم را کاهش دهد نتیجه اینکه اوضاع و احوال موجود در پرونده را به گونهای سنجد که «نوعا» خطر فرار یا پنهان شدن متهم را از بین ببرد نه بیم فرار یا پنهان شدن. در پیشنویس آ.د. ک. نیز در ماده 195 ( ) صدور قرار بازداشت موقت در جرایم مهم منوط به شرایطی نموده است که یکی از آنها «بیم فرار یا مخفی شدن متهم» است، بنظر میرسد اگر چه تشخیص حالت درونی بیم فرار کاری صعب است، ولی حداقل مصادیق صدور بازداشت موقت غیر از توجه دلایل اتهام، منوط به تشخیص بیم فرار گردیده است و چنانچه بیم فرار یا مخفی شدن محرز نگردد، صدور بازداشت موقت جایز نیست. ماده 5 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر با بکار بردن لفظ عام، ترس از فرار را مطرح میکند. اما صراحتی در این خصوص که آیا ترس از عدم حضور متهم در جلسه دادگاه وجود دارد یا اینکه فرار متهم از مجازات قانونی، دیده نمیشود. در کشورهایی که در آنها محاکمه غیابی متهم پیشبینی نشده است، میتوان گفت که ترس از حضور متهم در جلسه دادگاه وجود دارد و لزوم حضور متهم در جلسه دادگاه برای دستور بازداشت موقت کفایت میکند. اما برعکس در کشورهایی که محکومیت غیابی متهم پذیرفته شده است، نمیتوان عدم حضور متهم در جلسه دادگاه را به تنهایی توجیهی برای بازداشت موقت دانست. همچنین در قطعنامه ششمین کنگره بینالمللی حقوق کیفر 1945، پیشگیری از فرار متهم از اهداف مهم بازداشت متهمان محسوب شده است. [56] گفتار سوم- جلوگیری از امحاء آثار و ادله جرم تبانی با شهود بند اول- بطور کلی، یکی از معمترین عوامل کشف جقیقت در دادرسی جزائی، صحنه جرم است و اگر صحنه جرم به همراه کلیه اثرات و دلائل حفظ و دقیقا بررسی شود، به احراز واقعیت کمک شایانی خواهد نمود. از این رو امکان دارد. متهم یا حتی اشخاص دیگر به دلایل مختلف سعی در ایجاد تغییر و یا از بین بردن دلائل جرم کنند. به همین دلیل منظور مراقبت از متهم میتواند در راستای این هدف مفید باشد، البته اگر تامین در این زمینه بازداشت موقت باشد، نباید مدت زیادی به طول انجامد، زیرا غالبا امحاء آثار جرم در همان ایام ابتدای کشف جرم انجام میشود. بند دوم- در مواردی نیز پیشگیری از تبانی، علت بازداشت متهم میباشد. زمانی که نحوهی ارتکاب جرم به صورتی باشد که متهم در صورت آزادی در معرض تبانی و مواضعه با شهود قرار گیرد و یا جرم بیش از یک نفر متهم داشته و متهمین به صورت مشارکت و یا معاونت در ارتکاب نقش داشته باشند و بیم آن رود که متهم در صورت آزاد بودن با سایر متهمین تبانی بکند مرجع قضایی برای رفع این معضل قرار بازداشت متهم را صادر میکند این مورد تنها با صدور قرار بازداشت موقت قابل حل است و با صدور سایر قرارها نمیتوان به این هدف نائل شد پس تبانی با دیگری هم شامل شهود میگردد و هم سای متهمین همچنانکه بند اول ماده 32 آ. د. ک. صراحتا پیشگیری از تبانی با شهود و مطلعین و نیز دیگر متهمان را ذکر کرده است. در خصوص تبانی با شهود و سایرین، خطر اثرگذاری بر شهود و مطلعان وقتی مطرح میشود که اقداماتی به طرق غیر مشروع مثل تهدید، تطمیع و فریب، بر شهود انجام شود و احراز واقعیت را با مشکل مواجه کند.[57] موارد اخیر عینا در بند الف ماده 195 پیشنویس آ. د. ک. آورده شده است. گفتار چهارم- اقدام تأمینی آنچه که در قانون آیین دادرسی کیفری به عنوان اهداف صدور قرار تامین ذکر شده است شامل سه مورد فوق میگردد که توضیح آن گذشت هدف دیگری نیز از بازداشت متهم متصور است که قانونگذار متعرض آن نشده است آن اقدام تأمینی است که شامل دو مورد ذیل میگردد: بند اول- تدبیر تامین ناظر به منافع متهم جرایم علیه اشخاص و نوامیس همواره تحریک بزه دیده یا خانواده و دوستان او را در بردارد هر چند در سایر جرایم نیز این امر تا حدی قابل ملاحظه است یا در اختلافات قبیلهای و نزاعهای دسته جمعی، متهمین جرایم همواره در معرض حمله زیاندیدگان از جرم برای انتقام و نابودی متهم قرار دارند. در خصوص این اقدام باید گفت که «این اقدام تأمینی اولا تدبیری است ناظر به منافع متهم، مثلا در مواردی که متهم تحت فشار وجدان اخلاقی خود، پس از ارتکاب جرم قادر به ادامه حیات نیست و فکر خودکشی دارد، همچنین آنگاه که تمامیت جسمانی متهم مورد تهدید یا هجمه اولیاء دم یا خویشان و دوستان مجنی علیه یا حتی افراد جامعه قرار دارد، بدون تردید بازداشت او بعنوان اقدامی پیشگیرانه میتواند نقش مهمی در اجرای یک دادرسی جزایی عادلانه داشته باشد.» [58] البته در پیشنویس آ.د. ک. این اقدام تأمینی که ناظر به منافع متهم است ، در بند ج ماده 195 اخیرالذکر بازداشت موقت متهم را برای حمایت از متهم در مقابل اقدامات انتقامجویانه زیان دیدگان از جرم و یا سایر افراد جامعه پیشبینی نموده است. آمده است: عموما اسناد بینالمللی، پیشگیری از فرار متهم، ممانعت از ایجاد خطر احتمالی برای جامعه و پیشگیری از ایجاد ممانعت در راه اجرای عدالت را از اهداف بازداشت موقت میدانند. بند دوم- جلوگیری از ارتکاب جرم گاهی ممکن است بیم تبانی یا فرار یا اخفاء و عدم دسترسی وجود نداشته باشد ولی موقعیت جسمانی و روانی وی طوری باشد که وی را در معرض ارتکاب جرم در آینده قرار بدهد با این وصف که یا انگیزه انتقام در سر دارد و یا به نوعی عقدهی درونی وی را به ایراد ضربهی جسمانی و روحانی به اشخاص دیگر وادار کند. و یا موجبات خسارت بیشتری را بوجود آورد. این مورد یک مسئله درونی است و به ندرت میتوان آن را در اشخاص شناخت ولی وضعیت متهم و مطالعه دقیق پرونده ممکن است این موارد را به روشنی بیانگر باشد. قانون آیین دادرسی کیفری سابق (مادهی 130 مکرر) و به تبع آن در قانون جدید آیین دادرسی کیفری (ماده 32) بازداشت متهم به عنوان «تدبیر تأمینی» از زمرهی اهداف بازداشت موقت محسوب نشده و چه بسا دیده شده است که مقام قضایی به رغم وجود این احتمال که متهم پس از خروج از دادگاه مورد هجمه قرار گیرد، به علت فقدان مجوز قانونی، از بازداشت او امتناع کرده است. راهحلی که در گذشته برای خروج از چنین بنبستی وجود داشت صدور قرار به استناد سایر اهداف مصرح در قانون بود که این راه نیز در قانون جدید به علت ضرورت «توجیه قرار بازداشت» به شرح مندرج در مادهی 37 مسدود است. مادهی مذکور مقرر میدارد: «کلیه قرارهای بازداشت موقت باید مستدل و موجه بوده و مستند قانونی و دلایل آن و حق اعتراض متهم در متن قرار ذکر شود». در بند 1 ماده 5 کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی آمده است: « ... هیچ کس نباید از آزادی خود محروم شود مگر در موارد ذیل و طبق آیینی که قانون مقرر کرده است: .... ج دستگیری یا بازداشت قانونی هر شخص جهت جلوگیری از ارتکاب جرم به جهات موجه، ضروری میباشد». فصل سوم- بررسی دکترین حقوقی در خصوص قرار بازداشت متهم در خصوص قرار بازداشت از طرفی اصول مسلم حقوق بر نفی آن تاکید دارند و از طرف دیگر بر احیا حقوق و آزادیهای متهم تاکید میورزند از طرف دیگر برخی مواقع مصلحت شاکی و مجنی علیه و یا مصالح جامعه و حکومت ایجاب میکند بنا به وضعیت متهم و یا نوع جرم و چگونگی ارتکاب و همچنین لطمهای که به حیثیت و نظم عمومی وارد میکند، دادگاه متهم را با صدور قرار، بازداشت کند همین امر موجب شده است که صدور این نوع قرار در میان جرمشناسان و علمای حقوق منتقدین و طرفدارانی داشته باشد. بنا به مراتب مباحث این فصل را در دو مبحث، ابتدا دیدگاههای موافقان و سپس دیدگاههای مخالفان بررسی میکنیم: مبحث اول- دیدگاه موافقان عدهای از حقوقدانان که نظر بر وجود و ضرورت قرار بازداشت دارند و پیش از محاکمه و صدور رأی توقیف متهم را لازم میدانند هریک به نوعی استدلال میکنند. مثلا «حق توقیف متهم به نظر فوستن هلی» غیر قابل انکار است جامعه خواه به منظور تامین امنیت و خواه به مناسبت برقراری عدالت میتواند به آن متوسل شود... »[59] یا از حقوقدانان دیگر گاروفالو را عقیده بر آن است که توقیف متهمین در حین بازپرسی به علت آنکه بهتر به کشف حقیقت کمک میکند کاملا ضروری است. [60] برخی معتقدند: «بازداشت احتیاطی بسیار سودمند و غالبا لازم است و مانع میشود از اینکه مقصر فرار کند و دلایل جرم را تباه سازد و یا آلت جرم را از بین ببرد و بالاخره مرتکب جرائم دیگر شود و بازداشت احتیاطی همیشه مقصر را در دسترس دادگاه قرار میدهد و همینطور گاهی خشنودی افکار عمومی را از ارتکاب جرمی خشمناک هستند فراهم میسازد و یا موجب میشود که افراد نتوانند در مقام انتقام برآیند و بالاخره بازداشت احتیاطی در یک محیط صلاحیتدار اجرای تفتیش شخصیت را تسریع و تسهیل میکند.» [61] به نظر میرسد استناد موافقین در تصویب این ماده همان اهداف قرارهای تامین کیفری باشد که در متن ماده 132 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری احصاء شده است در قطعنامه ششمین کنگره بینالمللی حقوق کیفری که از 27 تا 30 اکتبر 1945 در رم برگزار شده بود «پیشگیری از فرار متهم»، «ممانعت از ایجاد خطر برای جامعه» و نیز «پیشگیری از ایجاد ممانعت در راه اجرای عدالت» از اهداف مهم بازداشت متهمان محسوب شده است. قوانین کیفری کشورهای مختلف نیز از جمله جمهوری اسلامی ایران همین اهداف را با بیانهای متفاوتی مدنظر قرار دادهاند. در ماده 132 آمده است: « به منظور دسترسی به متهم و حضور به موقع وی در موارد لزوم و جلوگیری از فرار یا پنهان شدن یا تبانی با دیگری، قاضی مکلف است پس از تفهیم اتهام به وی یکی از قرارهای تامین کیفری زیر را صادر نماید .... » بند اول – جلوگیری از فرار یا پنهان شدن متهم «به نظر بکار یا موارد بازداشت پیش از محاکمه باید در قانون مشخص شده باشد. او با بازداشت موقت در مواردی که شایعات، خطر فرار، اقرار خارج از دادگاه، افشاء معاونت در جرم، تهدید یا نشانههای جرم وجود دارد موافق است. اما به نظر او این دلایل باید در قانون پیشبینی شده باشند و نه این که به وسیلهی قضات تعیین گردند، زیرا تصمیمات آنان همواره مخالف آزادی سیاسی است.»[62] جلوگیری از فرار یا پنهان شدن متهم از عواملی است که قاضی را برای صدور قرار بازداشت وا میدارد، این موارد در بند 3 مادهی 130 مکرر آیین دادرسی کیفری مصوب 1290 و در بند «د» ماده 32 قانون آیین دادرسی جدید ذکر شده است. «بدیهی است که باید بین فرار یا پنهان شدن متهم از یکسو و بیم فرار یا پنهان شدن از سوی دیگر تفکیک قائل شد. در این خصوص لازم به ذکر است که بیم یک حالت درونی و ذهنی است که در ارتباط با ساختار و وضعیت روحی و روانی افراد بوده و در افراد متفاوت است. در صدور قرار تامین قاضی دادگاه باید تمامی اوضاع و احوال را اعم از شخصیت متهم، شیوه زندگی او، وجود یا فقدان دلبستگیهای خانوادگی میزان سن و ... را مدنظر قرار داده و نتیجه اینکه اوضاع و احوال موجود در پرونده را به گونهای بسنجد که «نوعا» خطر فرار یا پنهان شدن متهم را از بین ببرد نه بیم فرار یا پنهان شدن. بند دوم- جلوگیری از امحای آثار جرم ازجمله دلایل و قراینی که از طریق آن به ارتکاب جرم توسط متهم پی برده میشود و همواره مأموران انتظامی و قضات به آن توجه دارند آثار و دلایل جرم است، آثار جرم ممکن است بر روی بزه دیده، مرتکب و یا صحنه وقوع جرم وجود داشته باشد بدیهی است از بین رفتن آثار جرم قاضی را از رسیدن به حقیقت دور میکند. «مارتین سن، بازداشت موقت را وسیله مطمئنی برای جلوگیری از فرار متهم و نابودی مدارک جرم میداند ... » [63] فوستن هلی، با توقیف متهم موافق است و میگوید: «دیگر بازپرسی معنا نخواهد داشت، اگر متهم آزادانه بتواند دلایل و مدارک دعوی را از بین برده و یا قاضی به ستیز و مبارزه برخیزد و در نتیجه با اعمال خود تحقیقات و اقدامات بازپرس را خنثی کرده و «هرکس را که خود آماده کرده است به شهادت بطلبد.» متهم در صورت آزادی و فراغت و داشتن امکان، تلاش میکند آثار و دلایل جرم را از بین ببرد، اسناد و اوراق و مدارک را مخفی سازد، آلات و ادوات مربوط به بزه را با توسل به اعمال و جرایم دیگر از دست مامورین کشف و تعقیب خارج سازد و یا محو و نابود نماید و بازداشتهای پیش از محاکمه میتواند این فرصت را از متهم بگیرد.»[64] آقای دکتر آشوری در کتاب آیین دادرسی کیفری میفرمایند: «بازداشت متهم به منظور جلوگیری از امحال آثار جرم، جابهجا کردن دلایل، جایگزین کردن یا تغییر آنها، به گونهای که جنبهی دلیل بودن را از دست بدهند و امثال آن، اغلب ناظر به ساعات، روزها و حداکثر هفتههای اول کشف جرم و تعقسیب متهم است، بنابراین بازداشت متهم به مدتی طولانی به ادعای جلوگیری از امحای آثار جرم فاقد وجاهت است.»[65] بند سوم- پیشگیری از تبانی با سایر اشخاص بازداشت متهم به دلیل پیشگیری از تبانی با سایر اشخاص در بند 3 ماده 130 مکرر قانون آ. د. ک مصوب 1290 و در بند «د» ماده 32 و ماده 132 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری پیشبینی شده است قانون اخیر التصویب موردی از تبانی یعنی با متهمان دیگر را بیان کرده است که در قانون سابق نیامده است سایر موارد همچون تبانی با شهود یا مطلعین و همچنین سبب شدن برای امتناع از شهادت شهود مواردی است که عینا در ماده 130 مکرر آمده بود. این مورد نیز در بند 3 ماده 130 مکرر قانون آیین دادرسی کیفری و بند (د) ماده 32 قانون لاحق پیشبینی شده است. زمانی تبانی با شهود و مطلعین مطرح میشود که نوع و کیفیت جرم به نوعی باشد که وجود شهود یا مطلعین محرز باشد چون در غیر این صورت به این بهانه نمیتوان متهم را بازداشت نمود. در مواردی که قاضی مصلحت بداند حتی دستور منع ملاقات متهم را با ساری اشخاص در بازداشتگاه یا زندان صادر میکند. خطر تبانی با سایرین برای متهمین بازداشت شده به دلیل سپردن کفیل یا وثیقه وجود ندارد چون قراری که بدواً در خصوص اینگونه متهمین صادر میگردد قرار بازداشت نیست ولی برای سهولت دسترسی برای تحقیقات یا محاکمه بازداشت میگردد. بند چهارم- بازداشت به عنوان اقدام تأمینی در مواردی حفظ جامعه از برهم خوردن نظم عمومی و پیشگیری از وقوع جرم توسط اولیا دم یا سایر خویشاوندان بزه دیده علیه متهم و نیز ممانعت از تکرار جرم و یا ایراد خسارت بیشتر توسط علت بازداشت متهم میباشد. آمده است که «از جمله دلایلی که بازداشت متهم را مشروع ساخته و ضرورت استفاده از آن را ایجاب میکند اجرای مجازات، ضرورت تحقیق و اقدام تأمینی میباشد که در غالب کشورها موارد ان مورد توجه قرار گرفته است.»[66] «در مواردی که جرم ارتکابی از نوع جنایات هولناک و نفرت انگیز است و حفظ جان متهم در قبال انتقام خصوصی خانواده مجنی علیه و همچنین هیجان و خشم عمومی برای محاکمه و اجرای عدالت اهمیت دارد، قرار بازداشت موقت موجب سهولت در تحقق این مسأله ضروری خواهد شد.»[67] مبحث دوم- دیدگاه مخالفان عدهای از حقوقدانان با انتقاد از بازداشت پیش از محاکمه آن را نوعی مانع برای دفاع متهم میدانند یکی از اصول کلی حقوق این است که هر متهمی حق دارد در فضای آرام و دور از هرگونه ناراحتیهای روحی و جسمی بازجویی و دادرسی شود و بازداشت وی قبل از رسیدگی و صدور حکم هیجاناتی را در وی به وجود آورده و عذاب روحی و روانی را موجب میشود. و حذف این نوع بازداشتها برای متهمین با اتهامات ساده و جزئی میتواند این مورد را در مرحله تحقیقات مقدماتی کاهش دهد و دادگاه را به سوی دادرسی دور از هرگونه پیشداوری سوق دهد. بند اول- تعارض با اصل برائت برائت متهم به گونهای که در عصر حاضر ملحوظ است، مدنظر قانونگذاران در ادوار گذشته نبوده است. از مطالعات تاریخی چنین بر میآید که در گذشتههای دور حتی تا یکی دو قرن اخیر، جز در بعضی نظامهای حقوقی (مانند اسلام که اصاله البرائه را پذیرفته بود) فرض برائت متهمین لااقل در پارهای از اتهامات پذیرفته نبوده و در صورت عدم توانایی شاکی بر ارائه دلیل کافی علیه متهم، اثبات بیگناهی به عهده خود متهم واگذار میشد. «اصل برائت که میتوان آن را میراث مشترک حقوقی همه ملل مترقی جهان محسوب کرد در یکی دو قرن اخیر به ویژه پس از جنگ جهانی دوم مورد اقبال و عنایت خاص حقوقدانان و قانونگذاران در حقوق داخلی کشورها و نیز موضوع اعلامیهها و کنوانسیونها در سطح منطقهای یا بینالمللی قرار گرفته است.»[68] تقریبا هر اعلامیه و سند جهانی یا منطقهای در خصوص دادرسی یا حقوق متهم در هر زمانی، صادر گردیده است؛ تاکید اصلی خود را بر اصل برائت نهاده است و میتوان آن را اصل مشترک تمام اعلامیهها و قوانین اساسی کشورها خواند. در اعلامیه حقوق بشر 1798 فرانسه با توجه به دستآوردهای انقلاب کبیر و به تبعیت از حقوق رم، به اصل برائت بهای لازم داده شد و در ماده 9 چنین مقرر داشت: «همه بیگناه محسوب میشوند مگر مواردی که خلاف آن ثابت شود، برای تضمین سلامتی وی باید از هر گونه فشار و درشت خویی که ضرورت نباشد، جدا از طرف قانون جلوگیری شود.»[69] اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز در سال 1948 به منظور جلب توجه خاص دولتهای عضو در ماده 11 خود مقرر میدارد: «1- هر کس که به بزهکاری متهم شده باشد بیگناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمینهای لازم برای دفاع او تامین شده باشد تقصیر او قانوناً محرز شود ... ». این فرض قانونی، همچنین در بند دوم ماده 14 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب 1966 مجددا مورد تاکید قرار گرفته است. سرانجام کنوانسیون اروپایی حقوق بشر که کنوانسیون صیانت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی نیز خوانده میشود با اختصاص متمم 2 ماده 6 خود به اعلام اصل برائت و با عبارت «هر فردی که مورد اتهامی قرار گیرد بیگناه فرض میشود مگر آنکه مجرمیت او به طریق قانونی ثابت گردد.» بار دیگر توجه کشورهای اروپایی عضو شورای اروپا تصویب کنندگان کنوانسیون و پروتکلهای الحاقی آن را به ضرورت ایجاد شرایط خاصی جهت اعمال اصل مذکور در سطح منطقهای به خود معطوف داشته است.[70] در دنیای مترقی اصل برائت از بنیادیترین حقوق فردی محسوب شده و همه ملل مترقی جهان توجه خاصی به آن مبذول داشته و مورد استقبال و عنایت خاص حقوقدانان و قانونگذاران در حقوق داخلی کشورها و نیز موضوع اعلامیهها و کنوانسیونها در سطح منطقهای و بینالمللی قرار گرفته است. در کشور ما نیز قبل از انقلاب، اصل هشتم تا اصل بیست و پنجم متمم قانون اساسی مشروطیت که در تاریخ 15 مهرماه 1286 مطابق با 29 شعبان 1325، دستور اجرای آن صادر شد، [71] به حقوق ملت ایران اختصاص داشت که متاسفانه در آن اشارهای به اصل برائت نشده بود ولی از اصل دهم که مقرر میداشت: «غیر از مواقع ارتکاب جنحه و جنایات و تقصیرات عمده هیچ کس را نمیتوان فورا دستگیر کرد مگر به حکم کتبی رئیس محکمه عدلیه بر طبق قانون و در آن صورت نیز باید گناه مقصر فورا یا منتها در ظرف بیست و چهار ساعت به او اعلام و اشعار شود» میتوان اصل برائت را استنباط نمود. از تلفیق اصول سیودوم و سیو هفتم و سیو هشتم قانون اساسی و ضمانت اجراهای پیشبینی شده در قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی چنین استنباط میشود که قانونگذار ایران نیز با اعلام اصل برائت به پذیرش آن تاکید داشته است. از مهمترین آثار اصل برائت، حق دفاع متهم از خویش در دادگاهها میباشد، با توجه به اصل برائت و لزوم حق دفاع، تصمیمات گستردهای از حقوق متهم در سیستم آیین دادرسی کیفری بوجود میآید که یکی از این تنظیمات، تحدید بازداشت موقت است. پرواضح است که در صورت توقیف، متهم بازداشت شده نمیتواند همچون افراد آزاد به تمهید و تدارک دفاعیات خود بپردازد. قطع تماس با محیط آزاد چنین امکانی را از وی سلب میکند. «یکی از دانشمندان حقوق عمومی فرانسه بنام «کلی یار» مینویسد: اگر از نقطه نظر آیین دادرسی کیفری توقیف احتیاطی وسیله تحقیق به شمار میرود از نقطه نظر حقوق عمومی لطمهای بر آزادیهای فردی بایستی تلقی گردد، به نظر میرسد که اگر در سابق چنین بوده از موقعی که شکنجه و عذاب متهم امری غیرقانونی تلقی شده و به خصوص که به متهم این حق داده شده که در جریان رسیدگی سکوت اختیار نماید باید بگوئیم که از لحاظ آیین دادرسی نیز از توقیف همچون وسیله تحقیق نبایستی سخن به میان آید. «موریس گارسن» حقوقدان فرانسوی در این خصوص یادآور میشود که: «ما میتوانیم موارد عدیده را یادآور شویم که متاسفانه توقیف به منظور اخذ اقرار مبتنی بر ناامیدی متهم به عمل آمده است.»[72] به هر حال بازداشت موقت در تضاد با اهل برائت میباشد؛ اصل برائت از اصول مهم و بدیهی حقوق بشر است که آثار آن در بسیاری از اعلامیههای حقوق بشر به چشم میآید. ضمنا با اعتقاد به اینک مقتضای اصل برائت این است که حقوق پیشبینی شده در قانون اساسی و قوانین عادی متعلف به افراد دقیقا رعایت شود، پس دعوی کیفری همانطور که در ماده 6 معاهده اروپایی حقوق بشر، تعریف و تعیین شده باید منصفانه باشد ... اصل برائت در تمام مراحل دعوی کیفری معتبر است و وقتی پایان میپذیرد که دعوی به اعتبار امر مختومه بیانجامد، هر چند که در اعمال این اصل در مرحله قبل از محاکمه و دادرسی در اکثر کشورها و سیستمها محل بحث وجود دارد .... تامینهای کیفری که آزادی متهم را محدود و او را ملزم و مجبور مینمایند، مثل قرار بازداشت موقت در مرحله تحقیقات مقدماتی که هنوز اتهام به اثبات نرسیده، جنبه شبه مجازات دارد و مغایر با اصل برائت است که به موجب آن مجازات قبل از انجام یک دادرسی منصفانه ممنوع است. «دادگاه حقوق بشر حسب آراء صادره هر اقدامی که بر فرد آثاری شبیه مجازات باقی گذارد، به منزله کیفر و واقعی تلقی نموده است پس میتوان نتیجه گرفت که بازداشت موقت وقتی از میزان مجازات پیشبینی شده در قانون و یا مجازاتی که دادگاه احتمالا برای عمل ارتکابی، تعیین خواهد نمود تجاوز نماید غیرقانونی است».[73] شایان ذکر است که به موجب قوانین داخلی و اسناد بینالمللی نه تنها آزادی متهم در طی دادرسی کیفری جز در موارد استثنایی، باید مصون از تعرض باشد، بلکه حق دفاع او که یکی از آثار بارز اصل برائت است نیز باید به بهترین نحو ممکن تضمین شود. بنا به مراتب نه فقط آزادی متهم در طول روند رسیدگی به اتهام وارد بر او باید جزء موارد استثنایی، مصون از تعرض باشد بلکه و به ویژه حق دفاع او باید به بهترین وجهی تضمین شود، پر واضح است متهمی که در زندان به سر میبرد همانند متهمی که آزادی او سلب نشده قادر به تمهید دفاعیات خود نیست و لازمه تامین حقوق دفاعی متهم تضمین آزادی او در مرحله تحقیقات مقدماتی است. از جمله اسناد بینالمللی و منطقهای میتوان به اعلامیه حقوق بشر (1948) که در ماده 9 خود مقرر میدارد: «... احدی نمیتواند خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید شود و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که در بند 1 ماده 9 آن آمده است: «هرکس حق آزادی و امنیت شخصی دارد هیچکس را نمیتوان خودسرانه دستگیر یا بازداشت نمود .... مگر به جهات و طبق آیین دادرسی مقرر به حکم قانون. هر چند این میثاق به طور صریح با بازداشت موقت در تعارض نیست، ولی به صورت ضمنی درصدد محدود نمودن و قانونمند نمودن بازداشت متهمین میباشد. بند دوم- تاثیر در سرنوشت پرونده کیفری تحقیقاتی که در کشور آمریکا در زمینه تاثیر بازداشتهای پیش از محاکمه به عمل آمده ثابت میکند که متهمینی که توقیف نمیشوند به طور یقین از گذشت قضات در خصوص تخفیف مجازات و یا از جهت اعطا تعلیق و حتی تبرئه شدن برخوردارند. تحقیقات در این خصوص حاکی از تاثیر منفی بازداشت موقت بر تصمیم متخذ از سوی دادگاهها دارد. «متهمانی که با استفاده از قرارهای جانشینی مانند کفالت، وثیقه و امثال آن در طول تحقیقات مقدماتی در آزادی به سر بردهاند احتمال بهرهمند شدن آنان از اغماض و گذشت قضات دادگاهها از لحاظ؛ محکوم شدن به مجازات نقدی به جای زندان یا استفاده از امتیاز تعلیق مجازات و حتی تبرئه شدن، به مراتب بیشتر از بازداشت شدگان است. [74] «پرفسور بوزا- پیناتل» توقیف احتیاطی را اقدام شدید علیه متهم دانسته، و عامل تقویت سوءظن و تسهیل محکومیت او به حساب میآورد.»[75] «آدولف پرنس، بانی مکتب دفاع اجتماعی بلژیکی، میگوید: توقیف احتیاطی متهم ما را به نتیجهای نامطلوب هدایت میکند، چه از یکسو میپذیریم که هنوز با متهم سروکار داریم ، نه با مجرم. و بالنتیجه حق مجازات او را در مرحلهی بازپرسی نداریم. و او از سوی دیگر به بهانهی دفاع از جامعه و اجرای صحیحتر عدالت قرار بازداشت او را صادر نموده، قبل از ثبوت مجرمیت سختترین مجازاتها را که فلاکت و بیآبرویی مسلم متهم را به دنبال دارد دربارهی او اعمال میکنیم.» [76]در پروندههایی که متهمین آن در بازداشت به سر میبرند همواره نظر قضات مبنی بر مقصر بودن آنهاست و برعکس متهمینی که بر ایشان قرار بازداشت صادر نشده و با سایر قرارهای تامینی آزاد شدهاند در نظر قضات مقصر نبوده و یا از تقصیر یا مسئولیت کمتری برخوردارند. علیالخصوص زمانی که قاضی صادر کننده قرار بازداشت با قاضی صادر کننده رای متفاوت باشد. و مصداق آن در سیستم دادسرا تجلی مییابد که قضات صادر کننده قرار بازداشت و رای یکی نیستند. در صورتی که قرارهای وثیقه و کفالت به بازداشت متهم منجر شود این برداشت در قضات از بین رفته و یا تقلیل مییابد ولی باز بیتاثیر نخواهد بود. «یکی از مستشاران دادگاههای استان پاریس در کنگره عالی قضات فرانسه که در سال 1966 در سن مالو تشکیل شد صریحاً اذعان داشت که: «دیوان عالی جنائی وقتی متهمی را که در توقیف احتیاطی نبوده محاکمه میکند در محکوم کردن او تردید مینماید ... » [77] بدیهی است متهمی که آزاد و با لباس شخصی در دادگاه حاضر میشود به نظر میرسد در ماهیت رای بیتاثیر نباشد. توقیف متهم نه تنها دید قاضی را نسبت به پرونده کیفری ممکن است عوض کند بلکه مطمئنا دید سایر اعضا و بستگان و اطرافیان نیز نسبت به متهم همراه با سرزنش و نفرت خواهد بود، به عبارت دیگر این عمل سوءظن را نسبت به متهم تقویت مینماید. بند سوم- تعارض بازداشت موقت با برخی نهادهای کیفری امروزه ضرورت اجتناب و شرایط نامطلوب و جرمزای زندان سبب ظهور برخی نهادهای جایگزین نظیر کارهای عامالمنفعه، تعلیق ساده و تعلیق مراقبتی شده است. بازداشت موقت متهم با حکمت وضع این گونه نهادها مغایرت تمام دارد. ترس از زندان از جملهی عوامل موثر در پیشگیری از انحراف ثانوی افراد است. بازداشت موقت خصوصا برای مدت طولانی و بالاخص در موارد قرار گرفتن متهم در کنار محکومان به زندان علاوه بر اینکه چنین ترسی را در هم میریزد سبب نفی ویژگیهای مثبت شخصیت متهم و سلب امکان اصلاح وی نیز میگردند. نامشخص بودند مدت بازداشت امکان هر گونه برنامهریزی اصلاحی و درمانی را در مورد متهم منتفی میسازد. ضربهی روانی- جسمی ناشی از بازداشت در بسیاری از موارد متهمان را در وضعیتی وخیمتر و اسف انگیزتر از محکومان قرار میدهد. اگر مسئله تراکم بیش از حد زندانیان و شرایط نامناسب بازداشتگاهها نیز به این گونه ملاحظات افزوده شود، بحران سیاست استفاده گسترده از بازداشت موقت بیشتر قابل درک خواهد بود.[78] بند چهارم- غیرقابل جبران بودن بازداشت پس از صدور حکم به نفع متهم آنچه مسلم است این است که زندان محل نگهداری محکومین است و بعد از رسیدگی و صدور حکم است که وقوع جرم محرز و شخص مرتکب محکوم میگردد، حال اگر افرادی به اتهام جنایتی مدتها بازداشت باشند و بعدا معلوم شود که متهم بیگناه است چگونه مدتهای بازداشت قابل جبران است؟ در مواردی که متهمین افراد با شخصیت و دارای شغل و مقام ویژهای هستند و در جامعه احترام دارند و به درستی معروفاند با یک روز بازداشت همهی آنچه را که در طول سالها به دست آوردهاند، از دست میدهند، حال با چه شرایطی میتوانند به وضع قبل از بازداشت برگردند هرچند ثابت شود که علیه وی دسیسه و توطئهای چیده شده است. از دست دادن حرفه، پیشه و از هم گسیختگی خانواده به علت بازداشت متهم امری محتمل است که با این توصیف برای جبران خسارت کاری نمیتوان نمود. ضمن آنکه زندان مخصوص محکومین است، حال اگر متهمان را با قرار بازداشت موقت یا قرارهای کفالت وثیقه منجر به بازداشت به زندان بفرستیم لازم میآیند که زندانهای زیادتری را بسازیم و این امر مستلزم اختصاص اعتبار و بودجهی زیاد و داشتن پرسنل و هزینههای زیادی است که چنین مخارجی برای جامعه زیانبار است. هر متهم برای یک روز بازداشت در زندان همان هزینهای را برای دولت دارد که یک محکوم به حبس، در ضمن انباشته شدن زندانها از متهمین و محکومین قدرت اصلاح و بازسازی را از محکومین سلب میکند و نیروی انسانی بیشتری را برای کار در زندان میطلبد. در خاتمه بنظر میرسد تا تلفیق نظرات موافقان و مخالفان، خودداری از صدور قرار بازداشت به طور مطلق ممکن است عواقب و آثاری نامطلوب و زیانآور داشته باشد، چه اینکه متهم در زمان آزادی ممکن است مرتکب جرم دیگری شود و یا موفق به فرار گردد، لذا جلوگیری از فرار و گریختن متهم از مجازات جرم احتمالی، ضرورت حفظ جامعه در مقابل توطئه و تبانی بزهکاران، جلوگیری از امحاء آثار و قرائن و شواهد وقوع بزهکاری از جمله عواملی است که مقنن بر مبنای آنها سلب محدود و موقتی آزادی اشخاص را تحت عنوان بازداشت موقت در شرایط و اوضاع احوال معین به مقامات ویژهای اجازه داده است که لذا بازداشت موقت تأمینی است که اگر بجا و درست بکار رود نه فقط جامعه را در مقابل متهمان حمایت میکند، بلکه امکان حفظ حقوق انسانی متهمان را از راه دور نگه داشتن آنها از دسترس عامه خشمگین و افکار عمومی فراهم میآورد به این دلیل است که هرچند بازداشت موقت خلاف اصل برائت و آثار آن است ولی در برخی مواقع ضرورت دارد. از طرف دیگر تکیه افرادی به بازداشت موقت، جز تضییع حقوق و آزادیهای متهمان و مقابله و ستیز با حق دفاع متهم نتیجهای دیگر ندارد. اینجاست که با کمال حزم و احتیاط مورد استفاده قرار گیرد. ؟؟؟ و امری استثنایی فقط در موارد ضروری تلقی گردد و تاکید بیشتر بر اختیاری بودن آن باشد. بخش دوم رویکرد قانونگذار کیفری ایران و اسناد بینالمللی در موضوع قرار بازداشت موقت فصل اول- انواع بازداشت موقت بعنوان قرار تامین کیفری مناسب قرارهای تامین کیفری در برخی موارد سلب آزادی متهم را به همراه دارد و در این محدود کردن یا سلب کردن آزادی متهم قانونگذار اهدافی را ذکر کرده است که از آن جمله تکمیل تحقیقات با خوف فرار یا تبانی و همچنین در دسترس بودن متهم است از این جمله قرار بازداشت موقت که در قانون آیین دادرسی کیفری سابق از آن به قرار توقیف احتیاطی تعبیر شده بود و دیگر قرارهای تامین کیفری است که در صورتیکه متهم موفق به فراهم کردن موجبات فرار شود، بازداشت خواهد شد. [79] علی ایحال صدور قرار بازداشت یا ابتدائا مدنظر قانونگذار و مقام قضایی است و یا ناشی از سایر قرارهای تامین کیفری است. مبحث اول: انواع و موارد قرار بازداشت موقت بعنوان قرار اولیه همانطوری که قبلا ذکر شد، بازداشت موقت بعلت تعارض با اصل برائت و آزادی و شرافت انسانی، یک قاعده کلی تلقی نشده و میبایست بصورت استثناء بعنوان آخرین راهچاره استفاده شود. به همین دلیل سیاست جهانی، امروزه در جهت کاهش موارد بازداشت موقت و رسانیدن آن به حداقل و حذف موارد بازداشت موقت اجباری گام برداشته است. در کشور ما قانون اصول محاکمات جزائی با وجود قدمت زیاد، سازگاری بیشتری با موازین حقوق بشر و سیاست خارجی داشت ولی با نگاهی به مصوبات قانونی بعد از انقلاب اسلامی، خصوصا قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378، شاهد افزایش شدید جهات و موارد صدور قرار بازداشت موقت هستیم. معالوصف در قانون اخیرالذکر به تقلید از قانون اصول محاکمات جزائی مصوب 1290دو نوع قرار بازداشت موقت تحت عنوان، بازداشت موقت اجباری و بازداشت موقت اختیاری پیشبینی شده که به بررسی آنها میپردازیم. دکتر علیرضا حسنی عباس شيخ ويسي
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 9:39 توسط دکتر علیرضا حسنی
|
قابل استفاده دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد حقوق خصوصی و حقوق تجارت بین الملل و بین الملل و دانشجویان کارشناسی حقوق و فقه و علوم قضایی و ثبتی